«من در واژه‌سازی از روش‌ها و مایه‌ها و مدل‌هایی که دانشوران و کوشندگانِ فرهنگیِ دو-سه نسل پیش از من فرا آوردند، بهره گرفته‌ام و از ایشان بسیار چیزها آموخته‌ام. اما در جایگاهِ یک شاگردِ سپاسگزار و وفادار بی‌کار ننشسته‌ام و در جهتِ پیش‌بردِ آرمانِ ایشان، که توانمند کردنِ زبانِ فارسی برایِ پاسخگویی به چالش‌هایِ دنیایِ مدرن بوده است، بسی بر دست‌آوردهایِ ایشان افزوده‌ام؛ و امروز با پشتِ سر گذاشتنِ بیش از چهل سال کار-و-کوشش و تألیفِ چند فرهنگ و چند کتاب در بابِ مسائلِ زبانی و فرهنگی‌مان، با همه رنج‌هایی که کشیده‌ام و تنگناهایی که برایِ انجامِ چنین وظیفه‌یِ خود-گُزیده‌ای با آن‌ها رو به رو بوده‌ام، کاری کرده‌ام که هیچ جزئی از آن جایِ پشیمانی ندارد، از جمله ساختنِ واژه‌یِ گفتمان، که در زبانِ بخشِ بزرگی از اهلِ علومِ انسانی با بارِ یک مفهومِ علمیِ استوار در جایِ خود ایستاده است».

این بخشی از گفتگوی اینترنتی مجله نگاه نو بود با داریوش آشوری در شماره نود و ششم - زمستان سال ۱۳۹۱ در تهران.


در اپیزود اول پادکست لوح سفید سعی کردم در مورد فرضیه‌هایی که برای شکل‌گیری زبان در طول تاریخ مطرح شده بپردازم. از فرضیه‌های علمی تا فرضیه‌های مذهبی و جغرافیایی. انواع الگوهای زبانی رو مرور کردم و تلاش‌های مختلفی رو در طول تاریخ برای مطالعه علمی زبان مطرح کردم. همینطور زیرشاخه‌ها و حوزه‌های بینارشته‌ای که بعد از شروع فعالیت رشته زبانشناسی به وجود اومدن رو هم مرور کردم. ولی در این قسمت قصد دارم به موضوعی بپردازم که شاید مهمترین بخش یک مجموعه زبانی هست. مبحثی که تمامی ادراکات زبانی و ذهنی از این بخش نشأت میگیره.

گفتمان اصطلاحی هست که در رشته‌های مختلف مثل فلسفه، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و زبانشناسی به صورت گسترده استفاده میشه و دانشمندها و فیلسوف‌ها دیدگاه‌های مختلفی درباره دامنه، مفهوم و مهمتر، نقش و کارکرد اون مطرح کردن. یکی از مهمترین تعریف‌های مفهوم گفتمان توسط داریوش آشوری مطرح شده. اون مفهوم گفتمان رو به معنای مجموعه‌ یا دستگاهی بینشی در نظر میگیره که از طریق واژه‌ها و گفتارهای نهادینه شده در دل زبان میتونه در ذهنیت‌ها اثر بذاره و حتی آگاهی یک دوره تاریخی رو تحت تاثیر قرار بده و روش سایه بندازه بدون اینکه کاربرهای اون زبان نسبت به ذهنیت و خصلت خاص تاریخی اون خودآگاه باشن.

در تعریف دیگه‌ای که از مفهوم گفتمان ارائه شده به پرداختن مفصل و جز به جز یک موضوع در قالب نوشتار و گفتار اشاره میشه. یعنی به کار بردن زبان در گفتن و نوشتن برای پدید آوردن معنا و مفهوم. گفتمان با جنبه عملی یک زبان سر و کار داره و فاعل یا روایتگر با عبور کردن از واژه‌ها به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به ساختار زبان تاثیر میذاره و اون رو به کنترل خودش درمیاره و به صورتی که خودش میپسنده به پیش میبره.

گفتمان از واژه فرانسوی Discourse و لاتین Discursus به معنی گفتگو ریشه گرفته. دیسکورس یا گفتمان بعد از دهه شصت میلادی در علوم انسانی، هنر و ادبیات استفاده گسترده‌ای داره. تا اواخر قرن نوزدهم مفهوم گفتمان بیشتر در مورد نظام ارائه بحث در مورد یک مسئله خاص استفاده میشد و محدود به نوشتار و تا حدی هم شیوه بیان بود. ولی در زبانشناسی جدید، فردینان دوسوسور گفتمان رو به معنی کاربرد فردی زبان یا فعلیت یافتن زبان استفاده کرده. در دوران معاصر، زبانشناسی انگلوساکسون از دیسکورس یا گفتمان به عنوان «زمینه معنایی بحث» یاد میکنه.

واژه «گفتمان» در زبان فارسی برای اولین بار توسط داریوش آشوری به وجود اومد. اون برای اولین بار معادل فارسی دیسکورس رو در مقاله «نظریه غرب زدگی و بحران تفکر در ایران» در نشریه ایران نامه منتشر کرد تا زبان فارسی بتونه یک کلمه برساخته جدید رو در مفهوم کاملا نو در اختیار داشته باشه. فایل این مقاله رو هم در کانال تلگرام پادکست قرار میدم و میتونید ازونجا مطالعه کنید. قبل از داریوش آشوری، کلمه دیسکورس تو مفهومی به غیر از گفتمان و چیزی که قبلا گفتم ارائه میشد؛ مثل گفتار، سخن، درس و بحث، سخنرانی، نطق و کلمه‌هایی شبیه به این.


معمولا در زبانشناسی به واحدهای زبانی بزرگتر از جمله کلام یا گفتمان میگن، که این تعریف هم بین زبانشناس‌های قدیمی (یا همون نحویون) و زبانشناسان جدید، متفاوت هست. تعریف‌های مختلفی برای گفتمان ارائه شده. مثل اینها؛

  • به هر گفتاری میشه کلام گفت، چه با معنی چه بی معنی. (مثل کلمه پادکست یا تسکداپ (که یک کلمه بی‌معنیه))
  • هر گفتاری که مسند و مسندالیه داشته باشه پس کلام هم هست.
  • اگر بعد از گفتن چیزی سکوت و مکث کنیم، پس اون کلام هست.

از دید زبانشناسی کلام دارای معانی مختلفی هست؛ حالت locutionary یا معنای دقیق؛ مثلا وقتی میگیم هوا خیلی گرمه، منظورمون اینه که واقعا هوا گرمه. حالت دوم illocutionary یا معنای اجرایی؛ مثلا وقتی میگیم میشه لطفا کولر رو روشن کنی؟ منظورمون اینه که هوا گرمه ولی مستقیم بهش اشاره نمیکنیم. سومین حالت perlocutionary یا متقاعد کردن در معنی، مثلا میگیم من یه کتاب از جویس دارم. میخوای بخونیش؟ در واقع با این کلام ما سعی میکنیم مخاطبمون رو متقاعد کنیم که کاری رو انجام بده.

خب با این تعاریف میشه اشاره کرد که گفتمان چیزی هست که یک چیز دیگه رو تولید میکنه و نه چیزی رو که در خود، از خود و برای خود به وجود آورده. این چیزی که میشل فوکو بیان کرده رویکرد تاسیسی گفتمان هست. اون اعتقاد داشت که زبان حقیقت جهان رو بیان نمیکنه بلکه بازتاب و بازنمایی هست از تجربه شخصی افراد که الزاماً نه درست هست و نه غلط. اون در مطالعات انسانشناختی خودش مگفته بین استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود داره به طوری که زبان برای افراد قدرتمند و صاحبان امتیاز خاص، جنبه ابزاری داره و همین زبان یا گفتمان به حفظ پایگاه اجتماعی و سیاسی اونها کمک میکنه. فوکو اعتقاد داره اسناد تاریخی همشون ذهنی و تحریف شده هستن و در واقع جهان بینی و بازتاب قضاوت ذهنی  نویسنده از رخدادهای تاریخی رو نشون میدن.

بعد از فوکو فرد دیگه‌ای که به مسئله گفتمان اهمیت داد و اون رو تحلیل کرد میخاییل باختین بود. اون مفاهیم مهمی در زبانشناسی مطرح کرد که به نظرم مرورشون میتونه به درک بهتر مفهوم گفتمان کمک کنه.

در کتاب به سوی فلسفهٴ کنش، باختین طرحی ساختاری از روان انسانی ارائه میده که از سه مؤلّفه تشکیل شده: «من­ برای­ خودم»، «من­ برای ­دیگری» و «دیگری ­برای ­من». من برای خودم، منبع غیرقابل اعتماد برای هویت شخصی یا تشخص هست. باختین استدلال میکنه که من برای دیگری هست که از طریق اون موجودات انسانی فهمی از هویت شخصی رو پرورش میدن، چون که من برای دیگری مثل اختلاط بدون مرز از روشی که دیگران من را قضاوت میکنن عمل میکنه. در مقابل، دیگری برای من، بیان کننده روشی هست که توسط اون دیگران دریافت‌های من رو از خودشون در هویت شخصیشون جا میدن. هویت اونطوری که باختین اینجا توضیح میده صرفا به فرد تعلق نداره، و متعلق به همه و بین اونها مشترک هست.

باختین همچنین معتقد بود که زبان بی‌طرف نیست. در سال ۱۹۳۴ مقاله‌ای به اسم «گفتمان در رمان» منتشر میکنه و در اون به ناهمگونی زبانی که شامل چشم انداز، ارزیابی و موقعیت‌یابی ایدئولوژیک میشد میپردازه. به اعتقاد باختین، هر واژه به گونه ناگشودنی محصور در زمینه‌ای هست که در اون زیست میکنه.

حالا اگه بعد از باختین دوباره به میشل فوکو برگردیم و گفتمان مطرح شده از دید اون رو بازتعریف کنیم به پروسه مشخصی خواهیم رسید. فوکو تحلیل گفتمان رو در تمرکز بر قدرت و ارتباطات ناشی از قدرت تعریف میکرد. در پروسه تحلیل گفتمان فوکو، اول به چگونگی خلق گفتمان توجه میکنیم. مرحله دوم به چه چیزی گفتن و چه چیزی نگفتن میرسیم. در مرحله سوم به فضای ایجاد گفتمان دقت میکنیم و دست آخر، همزمانی تولید گفتمان و مطالب پیرامونی رو مورد بحث قرار میدیم.

به صورت کلی، چه از دید باختین و چه از عینک فوکو، تحلیل گفتمانی به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن و گفتگو میپردازه و همونطور هم که قبلا اشاره کردم، همین باعث به قدرت رسیدن طبقه خاصی میشه که متمایز از سایر مردم هستن.

انتهای اپیزود. چیزی که شینیدید اپیزود دوم پادکست لوح سفید بود. قبل از اتمام این قسمت، میخواستم یک نکته‌ رو بگم. در کنار بحث زبانی و زبانشناسی، من به شخصه به داستان و قصه هم علاقه دارم و تحلیلی هم که از پدیده قصه دارم اون رو به عنوان یک نشانه زبانی نشأت گرفته از یک کانتکست اجتماعی و جغرافیایی خاص میدونم که یک گفتمان منحصربفردی رو داره. برای همین تصمیم گرفتم پادکستی موازی با لوح سفید به اسم «آپوستروف» تولید کنم که در اون فقط و فقط به داستان و داستانخوانی میپردازم. و تلاشم این خواهد بود که داستان‌های کوتاهی رو که در ایران ترجمه نشدن، ترجمه کنم و با یک روایت ساده در پادکست آپوستروف تعریف کنم. احساس میکنم درهم آمیختگی زبان و قصه میتونه به ته نشین شدن و درک درست ما از مفهوم زبان کمک کنه. اپیزود اول پادکست آپوستروف بزودی منتشر میشه و در فید لوح سفید قرار میگیره و لینک‌های دسترسی هم توی توییتر و کانال تلگرام لوح سفید منتشر میشن تا اگه دوست داشتین اونیکی پادکست رو هم دنبال کن    ین. پس تا اپیزود بعدی شاد باشین و بقیه رو هم شاد کنید.


شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed