منوی اصلی
وبلاگ امین هوشمند
یک زبان‌شناس؛ سعی دارد حرف‌های جدی بزند
  • زندگی من به قبل و بعد از آشنایی با تن‌تن خلاصه شد! زمان زود گذشت و ما زود پیر شدیم. ولی هربار که کتاب‌های تن‌تن را ورق می‌زنم من رو برمی‌گردونه به بیست سالِ قبل. و هنوز هم لذت می‌برم از خوندنشون. آدم‌ها خیلی زود پیر می‌شن و ای‌کاش قدر داشته‌هاشون رو بدونن.


    آخرین ویرایش: 1399/07/28 01:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در ادامه مقاله دگرگونی نسل‌ها در غرب می‌خوانیم:

    نسل گمشده اصطلاحی است که به نسلی اشاره‌دارد که در طول جنگ جهانی اوّل به سنّ بلوغ رسیدند. این عبارت نخستین‌بار به‌وسیلۀ ارنست همینگوی، که از آن در رمان خورشید همچنان می‌درخشد استفاده کرد، محبوبیّت یافت؛ هرچند که خود همینگوی، گرترود استاین را که در آن زمان مربّی و حامی او بود، ابداع‌کنندۀ این عبارت می‌داند.

    در کتاب جشن بیکران (A Moveable Feast)، که پس از درگذشت همینگوی و استاین منتشر شد، و نیز پس از یک دشمنی ادبی که برای بیشتر طول زندگی آن‌ها وجود داشت، همینگوی می‌نویسد که ابداع‌کنندۀ این عبارت درحقیقت صاحب تعمیرگاه خودرویی است که به استاین خدمات ارائه می‌داد. هنگامی که یک مکانیک جوان نمی‌تواند خودروی استاین را به‌خوبی تعمیر کند، صاحب تعمیرگاه بر سر او فریاد می‌زند و می‌گوید: "شما همگی یک نسل گمشده هستید“. استاین هنگامی که این ماجرا را برای همینگوی بازگو می‌کند، خطاب به او می‌افزاید: ”این چیزی است که شما هستید. این چیزی است که همۀ شما هستید... همۀ شما جوانانی که در جنگ خدمت کرده‌اید. شما یک نسل گمشده‌اید“. نسل گمشده دربرگیرندۀ هنرمندان برجستۀ متعدّدی همچون اف. اسکات فیتزجرالد، جان استاینبک، تی. اس. الیوت، جان دوس پاسوس، والدو پیرس، ایزادورا دانکن، آبراهام والکوویتز، آلن سیگر، و اریش ماریا رمارک است.

    این مفهموم در زمانهای مختلف، برای دوره تاریخی پایان جنگ جهانی اول تا آغاز رکود بزرگ به کار برده شده است، گرچه در آمریکا برای نسلی از جوانان به کار برده شده که طی جنگ جهانی اول و مدت کوتاهی پس از آن، بزرگ شده‌اند و البته معادل ”نسل جنگ جهانی اول“ نیز شناخته می‌شود. ویلیام اشتراوس و نیل هـُـوایی نویسندگانی هستند که برای تئوری نسل هایشان (نظریۀ نسل‌های اشتراوس - هـُـوایی) شناخته شده‌اند و تعریفی به دست می‌دهند از نسل گمشده به عنوان گروه‌هایی که بین سال‌های ۱۸۸۳ تا ۱۹۰۰ متولد شده‌اند و طی جنگ جهانی اول و خروش دهه بیست (رونق اقتصادی پایدار)، بزرگ شده‌اند. در اروپا، بیشتر به عنوان ”نسل ۱۹۱۴“ سال آغاز جنگ جهانی اول شناخته شده است. در فرانسه، کشوری که مهاجران بسیاری در آن ساکن شدند، گاهی به عنوان ”نسل در آتش“ خوانده شده است.

    در بریتانیا، این اصطلاح در اصل برای کشته شدگان جنگ جهانی اول به کار رفته و اغلب به طور ضمنی به تلفات طبقات بالای اجتماعی که به صورت نامتناسبی کشته شده‌اند و غارت نخبگان آیندۀ کشور، اشاره داشته است. بسیاری احساس می‌کردند که «گل جوانی» و «بهترین‌های ملت» نابود شده‌اند. از تلفات مورد توجه به عنوان مثال می‌توان به آیزاک روزنبرگ، روپرت بروک و ویلفرد اُوِن شاعر، جرج باتر ورث آهنگساز و هنری موزلی فیزیکدان اشاره کرد. این اصطلاح در رکود اواخر ۲۰۰۰ نیز اغلب برای بحث دربارۀ سطح بالای بیکاری در بین جوانان، مورد استفاده قرار گرفته است.

    در چین برای بازتاب افرادی که در انقلاب فرهنگی دهۀ ۱۹۶۰ و ۷۰ نقش داشته‌اند، بکار رفته است. بسیاری از «گاردهای سرخ» دانشجویانی بودند که از تحصیل، بازداشته شدند تا مطابق با دستورالعمل‌های رسمی به دنبال یک سبک زندگی روستایی باشند، یا جوانان حرفه‌ای بودند که به توسعۀ اردوگاه‌های «کار» کشاورزی، مجازات و از کار بیکارشان کردند و یا به زندان افکنده شدند. عنوان «نسل گمشده» در چین، اشاره به قربانیان و مشارکت کنندگانی دارد که آموزش و سایر فرصت‌هایی که نسل‌های دیگر از آن برخوردار بودند، برای این افراد، از دست رفته بود.


    آخرین ویرایش: 1399/07/28 01:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جامعه شناسان غربی در تقسیم بندی خود از مفهوم ”نسل“ به تعاریف جالبی رسیده‌اند. در ابتدا قبل از ورود به طبقه بندی این نسل‌ها سعی میکنیم یک تعریف واحد از نسل ارائه کنیم. در ترمینولوژی و واژه‌شناسی این کلمه در لغتنامه‌های معین و دهخدا آمده است نژاد، فرزند، دودمان، ولد، اخلاف. در مرور نظریه فرگشت انسان میتوان به تفصیل از نسل‌های مختلف بشری صحبت کرد و انواع آن را مطالعه نمود. از زمان جدا شدن انسان از سایر کپی‌های بزرگ جسه خود سرده انسان‌ها مختلف مطرح شده‌اند. انسان‌های ماهر و گاتنگی، انسان‌های رودولفو و گرجی، کارورز، راست قامت، سپرانن سیس و پیشگام، هایدلبرگ، روزیایی نئاندرتال، فلورسی و در نهایت می‌رسیم به انسان خردورز و خردمند امروزی که هرکدام تاریخ تفصیلی جداگانه‌ای در تبارشناسی انسان دارند. جارد دایموند، در کتاب ‏«سومین شامپانزه» اشاره میکند که در حدود 50 هزار سال پیش «جهش بزرگ رو به جلو» انسان با استفاده متفکرانه از ابزار آغاز می‌شود. انسان‌شناسان مواردی همچون تخصصی نمودن ابزارها، استفاده از تصاویر سازماندهی فضای زندگی و تشریفات و همچنین معامله پایاپای را به عنوان نمونه‌های بارز از «رفتار نوین انسان‌ها» بان می‌کنند. در انقلابی بودن پیدایش رفتارهای نوین در انسان‌ها هنوز اتفاق نظری به دست نیامده است. در مقاله «انتخاب طبیعی در جمعیت انسان امروزی» به نوشته بیارز، اوبانک و گووینداراجو بیان شده است ”انتخاب طبیعی در جوامع انسان‌های امروزی نیز رخ می‌دهد. موارد ثبت شده‌ای از تکامل در انسان‌های امروزی شامل طولانی شدن دوره بارداری و کاهش میزان کلسترول، قند خون و فشار خون می‌باشد “. همچنین کاکران و هارپندینگ در کتاب «انفجار ۱۰٫۰۰۰ ساله» می‌گویند: ” همچنین بحث تسریع تکامل انسان پس از (و در نتیجۀ) توسعۀ کشاورزی و تمدن در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال پیش نیز مطرح است. ادعا می‌شود که این موضوع باعث ایجاد تفاوت‌های اساسی ژنتیکی بین جوامع انسانی امروزی شده‌است “. ریچارد داوکینز در مقاله «جادوی واقعیت: چگونه می‌تواند فهمید چه چیز واقعی است؟» با بیان سوال بنیادی «اولین انسان چه کسی بوده است؟» مطرح می‌کند که: ” از جمله پرسش‌های اساسی که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته این است که اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ با پیشرفت‌های حاصل شده در زمینۀ زیست‌شناسی تکاملی، امروزه می‌توان این مسئله را از نظر علمی مورد بررسی قرار داد. برای پاسخ به این پرسش باید توجه نمود که فرایند فرگشت در مورد همه موجودات و از جمله انسان فرایندی تدریجی، پیوسته و زمانبر است و در یک نسل اتفاق نمی‌افتد. ریچارد داوکینز این فرایند را به رشد انسان تشبیه می‌کند. همانگونه که شما در طول رشد نمی‌توانید دقیقاً لحظۀ تغییر از مرحلۀ نوزادی به مرحلۀ کودکی و یا تغییر از کودکی به نوجوانی را تعیین کنید، در فرایند فرگشت نیز نمی‌توانید دقیقاً یک موجود را از والدینش متمایز کرده، او را گونه‌ای جدید بنامید. پیدایش گونه‌ای جدید پدیده‌ای است که با گذشت زمانی طولانی و نه در یک نسل اتفاق می‌افتد. بنابراین پاسخ این پرسش را می‌توان اینگونه بیان کرد: انسان خردمند امروزی نتیجه فرگشت میلیون‌ها نسل از موجودات زنده از بدو پیدایش حیات است و در این میان هیچ کدام از این موجودات را نمی‌توان به عنوان اولین انسان محسوب کرد یا به عبارت دیگر اولین انسان هیچ‌گاه وجود نداشته‌است“.

    در گذشت زمان و تغییر زمانه و جوامع گوناگون، جامعه شناسان نسل معاصر را از بعد از قرن نوزدهم در فاز جداگانه و جدیدی مورد بحث قرار می‌دهند. شاید بتوان دوباره از واژه فرگشت در تبیین این نسل‌های جدید استفاده کرد. انقلابی که تا قبل از مدرنیسم و ورود ماشین به زندگی بشری تولد نیافته بود و اکنون در طی یک صده از عمر حیات بشری مدرن، تعاریف جهان برای زندگی را دگرگون ساخته است. 


    آخرین ویرایش: 1399/07/28 01:43 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic