منوی اصلی
لوحِ سفید - وبلاگ امین هوشمند
یک زبان‌شناسِ بلاگر؛ سعی دارد حرف‌های جدی بزند
  • ادوارد سعید در میان سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱، در چهار مقاله که در مطبوعات آمریکایی منتشر شدند، عملکرد رسانه‌های آمریکایی در انعکاس اخبار مربوط به جهان اسلام، انقلاب اسلامی ایران و تسخیر سفارت آمریکا در تهران را تحلیل کرد. تمایز برداشت‌های سعید از این وقایع در قیاس با دیگر تحلیلگران غربی و نقدش به رسانه‌های آمریکایی ناشی از این بود که او به نقش ایالات متحده در سیاست‌های داخلی ایران توجه می‌کرد. سعید، در این مقالات، آنچه آمریکاستیزی ایرانیان نامیده می‌شد را با توجه به مسائلی نظیر اهمیت استراتژیک ایران به عنوان منبع انرژی برای ایالات متحده، کاپیتولاسیون، نقش سیا و موساد در تاسیس ساواک و تربیت نیروهای آن تبیین می‌کند.


    سعید در بخشی از این کتاب در دومین مقاله خود با نام «اسلام از منظر غرب» می‌گوید: «از بسیاری جهات وضعیت واقعی امروز ما شباهت هراس‌انگیزی به نمونه‌های انگلیس و فرانسه قرن نوزده دارد. حتی اگر تجاوز نظامی اتفاق نیفتد، پیامدهای این امر گسترده خواهد بود. اسلام برای اروپا و به طور کلی برای غرب به شکل ثابتی به عنوان یک تهدید نمایان شده است. امروزه این پدیده بیش از هر زمان دیگری نمایان است، چرا که از یک طرف، هم‌گرایی رسانه‌ای گسترده‌ای وجود دارد در مورد آنچه که ظهور، بازگشت یا طغیان اسلام نام گرفته است. از طرف دیگر چنین به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از اسلام -در میان آنها فلسطین، ایران و افغانستان- که در دستخوش فرایندهای متفاوت و ناهمسان توسعه تاریخی شده‌اند هژمونی سنتی غربی (و به طور خاص آمریکایی) را به چالش بکشند. [...] بنابراین اسلام یا معادل توده نامتمایزی از نفت‌فروشان شمشیر به دست است و یا به سخنان رهبری اسلامی خلاصه می‌شود که از قضا در حال حاضر قربانی خارجی سهلی به شمار می‌آید».

    آخرین ویرایش: 1398/01/21 05:34 ق.ظ
    ارسال دیدگاه

  • بهانه یا بهتر بگم دغدغه‌ای که قسمت سوم لوح سفید رو تشکیل داد تماشای مناظره‌ای بود که توسط یک اندیشمند هلندی در حدود ۵۰ سال پیش برگزار شده. دیدن دو متفکر و فیلسوف معاصر کنار هم و شنیدن حرف‌های اونها پیرامون اصلی‌ترین سوال انسان برای من خیلی جذاب بود. پرسیدن و جواب گرفتن خودش نوعی تمرین کردن برای زندگیه. و وقتی با دو نفر که سوال‌ها و جواب‌هاشون زندگی و ماهیت انسان‌ها رو به چالش میکشه میتونه خودش موضوع مهمی باشه که در این پادکست بهش میپردازم. 


    متفکر با جهان هستی مواجه میشه و تلاش میکنه این مواجهه خودش رو زیر نظر یک نظام فکری سروسامان بده. این نظام مدعیه که مسائل بنیادین انسان رو بهتر از بقیه نظام‌ها درک کرده و فهمیده و حتی موفق‌تر از بقیه اونها میتونه این مسائل رو حل کنه و راهکار ارائه کنه. پس گفتگوی دو تا متفکر وقتی اتفاق میافته که روی مسئله مشخصی بحث کنن و هرکدوم از عینک خودشون به اون موضوع نگاه کنن و درباره‌ش حرف بزنن و نظرهای فرد مقابل رو مورد نقد قرار بدن. پس میشه گفت که گفتگوی دوتا متفکر نوعی رقابت نظام‌های فکری متفاوت روی یک مسئله مشترک هست.

    یکی از مهمترین و مشهورترین این گفتگوهای نظری در دوره معاصر ما جلسه‌ای هست که در سال ۱۹۷۱ در کالج فنی آیندهوون در هلند برگزار شد و میشل فوکو و نوآم چامسکی درباره «طبیعت بشر» با هم گفتگو کردن، یا بهتر بگم همدیگرو به چالش کشیدن. توی این جلسه مسئله مشخص و واحدی روی میز بود ولی تفاوت‌های بنیادین بین نظام فکری این دو نفر باعث شده بود که گفتگوی اونها پر از اختلاف نظر و بحث ریشه‌ای درباره اصل ماهیت بشر باشه.

    چامسکی زبانشناسی هست که معتقده در پس زبان‌های مختلف الگوی مشترکی وجود داره که اون فرد با خلاقیت خودش از اون استفاده و زبان رو تولید میکنه. به نظر چامسکی حوزه‌های دیگه‌ای هم از این الگو استفاده میکنن که مجموع همه این الگوها و طرح‌واره‌ها «ماهیت یا طبیعت انسان» رو تشکیل میده. تو اندیشه چامسکی «خلاقیت» کلید واژه هست و به نظر او یک فرد با کمک خلاقیت خودش، این الگوها رو استفاده میکنه و با جهان دور و بر خودش تعامل برقرار میکنه.

    اگر در مورد دستور زبانی که چامسکی معرفی میکنه توضیح بدم میشه گفت دستور زبان زایشی یا گشتاری تلاش میکنه نمونه‌هایی از آگاهی فطری و درونی فرد از دستور زبانی که در مغز تشکیل میشه رو بیان کنه. لفظ زایشی یا گشتاری هم به این خاطر بهش گفته میشه که شیوه تبدیل اون چیزی که توی ذهن ما میگذره رو به زبان گفتاری و نوشتاری نشون میده. این مفهوم سعی میکنه از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق و واقعی اون چیزی که در ذهن ما میگذره رو که در پشت پرده کلمات و جملات هستن کشف و بیان کنه. مفاهیم بیان نشده‌ای که در پس ذهن ما وجود دارن و هنوز به زبان آورده نشدن ژرف ساخت و به مفاهیم و جمله‌هایی که در زبان ما جاری میشن ساخت گفته میشه. چامسکی اعتقاد داره که با دستور زبان زایشی هر انسانی میتونه با استفاده از قوانین خیلی محدود و کم بی‌نهایت جمله و مفهوم تولید کنه و در شرایط مختلف از اونها استفاده ببره.

    در مقابل، فوکو ولی فیلسوفی هست که از اپیستمه حرف میزنه. در تعریف مرفولوژیک یا ریخت شناسی که فوکو ارائه میده، قالب‌های معرفتی مختلفی معرفی میکنه که مجموعه اونها رو اپیستِمه یا شناخت و صورت بندی دانایی نامگذاری کرده که یعنی هر یکی از دوران‌های مختلف تاریخی، ترکیب خاصی از دانش اجتماعی و فردی ایجاد میکنن که در سه شناخت مهم از نظر فوکو خلاصه میشن؛ دانش موجودات زنده، دانش قوانین زبانی و دانش امور اقتصادی. اپیستمه یا شناخت دانایی شرایطی رو تعیین میکنه که روی جهان گسترده میشه و بخش‌هایی از اون رو آشکار میکنه و بخش‌هایی رو هم می‌پوشونه.  

    این تفسیر بعدتر هم توسط جودیث باتلر تو کتاب «سخنرانی هیجان‌انگیز» استفاده شده تا مفهوم کنش گفتاری یا Speech-act Theory از منظر سیاسی مورد بحث قرار بده. همینطور هم میشه اپیستمه‌ای که فوکو تعریف کرده رو با پارادایم مفهومی توماس کان و ژان پیاژه مقایسه کرد. فوکو اعتقاد داره که هر فرهنگی فقط یک اپیستمه داره که محدوده شناخت در اون فرهنگ رو تعیین میکنه.

    نظرات و اندیشه‌های این دو متفکر به قدری با هم متفاوت بود که وقتی تو سال ۱۹۷۱ در کالج فنی آیندهوون کنار هم میشینن تا درباره طبیعت بشر حرف بزنن فونس الدرز مجری این برنامه میگه چامسکی و فوکو انگار توی دو تا دنیای فکری مختلف زندگی کردن. ولی هر دو یک ویژگی مشترک دارن که صرفاً به اندیشه بسنده نکردن و وارد کنش‌های سیاسی هم شدن.

    چامسکی یکی از پیشروترین معترضا به جنگ آمریکا در ویتنام بوده و بارها اعتراض خودش رو هم در خیابان نشون داده و هم به گفته خودش دست به نافرمانی مدنی زده. فوکو هم پای ثابت تظاهرات ضد دولتی فرانسه بوده و حتی چندباری هم بازداشت شده. با این پیشینه که این دو متفکر داشتن وقتی در این مناظره از مفهوم انتزاعی طبیعت بشر صحبت میکنن ناخواسته وارد چارچوب سیاسی هم میشن.

    چامسکی در قسمت اول این مناظره میاد بین «خلاقیت» و «ماهیت» انسان ارتباط ایجاد میکنه. یعنی چی؟ چامسکی اعتقاد داره جامعه‌ای رو میتونیم ایده‌الی و آرمانی در نظر بگیریم که اولین نمود اون تجلی ماهیت انسانی باشه. یعنی انسان در اون جامعه دارای یک ارزش از قبل تعریف شده باشه. یعنی یک انسان از بدو تولد تا زمان مرگش با هیچ نوع مانعی برای بروز و نشون دادن خلاقیت‌هاش مواجه نشه. وقتی این اصل در تفکر چامسکی خیلی پر رنگ حضور داره، خودش هم به فکر تمرکز زدایی از سیاست و مشارکت مردمی در جامعه به وسیله اجتماعی کردن همه امور هست. 

    چامسکی معتقده جامعه‌ای که دچار استبداد و زورگویی شده باشه، در واقع خواسته یا ناخواسته باعث میشه خلاقیت‌های فردی در آدم‌های اون جامعه هم سرکوب بشن. اون معتقده که آزادی سرشت انسانی، باعث میشه انسان به رشد و بالندگی در خلاقیت دست پیدا بکنه و اگر نشد، مجبوره بر علیه محدودیت‌هاش تغیان کنه و اونها رو کنار بزنه.

    در مقابل همین نظر چامسکی، فوکو وارد عمل میشه و ادعا میکنه قدرت سیاسی فقط توسط دولت یا اهرم تنبیهی مثل پلیس اعمال نمیشه بلکه نهادها و حتی مفاهیم دیگه‌ای هم هستن که قدرت سیاسی رو بر خلاف ظاهرشون تعیین و هدایت میکنن. فوکو معتقده که یکی از مهمترین مفاهیم «عدالت» هست که به عنوان یک نوع اهرم فشار برای کنترل قدرت سیاسی در یک جامعه ایده‌آل به کار میره که در واقع هیچ نوع قدرت سیاسی از خودش در مقابل نافرمانی‌های فردی و مدنی نداره.

    با این تفسیر اگه شناخت رو یکی از مصادیق اصلی تعامل و ارتباط با جهانی که توش زندگی میکنیم بدونیم، آیا انسان میتونه با خلاقیت، مرزهای دانش خودش رو جابجا کنه؟ یا اینکه اپیستمه حد و مرز دانش انسان رو از قبل تعیین کرده؟

    در تکمیل این قسمت که با موضوع مناظره دو تا فیلسوف مهم قرن معاصر ما در مورد طبیعت بشر بود، من فیلم مناظره با زیرنویس انگلیسی رو در کانال قرار میدم. همینطور کتاب متن کامل مناظره این دو نفر که به زبان انگلیسی منتشر شده رو هم برای مطالعه کساییکه دوست دارن در کانال میذارم. امتیاز این کتاب اینه که چندتا مقاله اضافی هم در سالهای بعد از این مناظره برای تکمیل کردن گفته‌هاشون منتشر شده که توی این کتاب وجود داره. همینطور متن ترجمه فارسی این مناظره که تو شماره ۵ مجله بیدار در سال ۱۳۷۹ چاپ شده رو هم در کانال میذارم. امسال هم یک کتاب منتشر شد که در واقع ترجمه کتاب انگلیسی متن مناظره هست که به نظرم مجموعه ارزشمندیه که توسط انتشارات مصدق وارد بازار شده. لینک معرفی و خرید این کتاب رو هم براتون توی کانال میذارم تا به راحتی به همه فایل‌های مرتبط با این قسمت دسترسی داشته باشید.


    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

    Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed
    آخرین ویرایش: 1398/01/13 04:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه

  • در قسمت اول پادکست آپوستروف به سراغ ادبیات آمریکا رفتیم. داستان «به اصطلاح، پدر» اثر یکی از نویسنده‌های کمتر شناخته شده سبک مدرنیسم هست که شنیدن و شناختنش خالی از لذت نیست. چارلز بکستر یکی از دوست‌داشتنی‌ترین نویسنده‌های معاصر کمتر شناخته شده ادبیات آمریکا هست


    صفحه ویکی‌پدیای نویسنده

    مصاحبه نویسنده با مجله پیف

    مصاحبه نویسنده با وبسایت پاولز

    صفحه فیلم ضیافت عشق


    موسیقی‌های استفاده شده در این اپیزود اثر گلن میلر

    آخرین ویرایش: 1398/01/13 04:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه

  • «من در واژه‌سازی از روش‌ها و مایه‌ها و مدل‌هایی که دانشوران و کوشندگانِ فرهنگیِ دو-سه نسل پیش از من فرا آوردند، بهره گرفته‌ام و از ایشان بسیار چیزها آموخته‌ام. اما در جایگاهِ یک شاگردِ سپاسگزار و وفادار بی‌کار ننشسته‌ام و در جهتِ پیش‌بردِ آرمانِ ایشان، که توانمند کردنِ زبانِ فارسی برایِ پاسخگویی به چالش‌هایِ دنیایِ مدرن بوده است، بسی بر دست‌آوردهایِ ایشان افزوده‌ام؛ و امروز با پشتِ سر گذاشتنِ بیش از چهل سال کار-و-کوشش و تألیفِ چند فرهنگ و چند کتاب در بابِ مسائلِ زبانی و فرهنگی‌مان، با همه رنج‌هایی که کشیده‌ام و تنگناهایی که برایِ انجامِ چنین وظیفه‌یِ خود-گُزیده‌ای با آن‌ها رو به رو بوده‌ام، کاری کرده‌ام که هیچ جزئی از آن جایِ پشیمانی ندارد، از جمله ساختنِ واژه‌یِ گفتمان، که در زبانِ بخشِ بزرگی از اهلِ علومِ انسانی با بارِ یک مفهومِ علمیِ استوار در جایِ خود ایستاده است».

    این بخشی از گفتگوی اینترنتی مجله نگاه نو بود با داریوش آشوری در شماره نود و ششم - زمستان سال ۱۳۹۱ در تهران.


    در اپیزود اول پادکست لوح سفید سعی کردم در مورد فرضیه‌هایی که برای شکل‌گیری زبان در طول تاریخ مطرح شده بپردازم. از فرضیه‌های علمی تا فرضیه‌های مذهبی و جغرافیایی. انواع الگوهای زبانی رو مرور کردم و تلاش‌های مختلفی رو در طول تاریخ برای مطالعه علمی زبان مطرح کردم. همینطور زیرشاخه‌ها و حوزه‌های بینارشته‌ای که بعد از شروع فعالیت رشته زبانشناسی به وجود اومدن رو هم مرور کردم. ولی در این قسمت قصد دارم به موضوعی بپردازم که شاید مهمترین بخش یک مجموعه زبانی هست. مبحثی که تمامی ادراکات زبانی و ذهنی از این بخش نشأت میگیره.

    گفتمان اصطلاحی هست که در رشته‌های مختلف مثل فلسفه، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و زبانشناسی به صورت گسترده استفاده میشه و دانشمندها و فیلسوف‌ها دیدگاه‌های مختلفی درباره دامنه، مفهوم و مهمتر، نقش و کارکرد اون مطرح کردن. یکی از مهمترین تعریف‌های مفهوم گفتمان توسط داریوش آشوری مطرح شده. اون مفهوم گفتمان رو به معنای مجموعه‌ یا دستگاهی بینشی در نظر میگیره که از طریق واژه‌ها و گفتارهای نهادینه شده در دل زبان میتونه در ذهنیت‌ها اثر بذاره و حتی آگاهی یک دوره تاریخی رو تحت تاثیر قرار بده و روش سایه بندازه بدون اینکه کاربرهای اون زبان نسبت به ذهنیت و خصلت خاص تاریخی اون خودآگاه باشن.

    در تعریف دیگه‌ای که از مفهوم گفتمان ارائه شده به پرداختن مفصل و جز به جز یک موضوع در قالب نوشتار و گفتار اشاره میشه. یعنی به کار بردن زبان در گفتن و نوشتن برای پدید آوردن معنا و مفهوم. گفتمان با جنبه عملی یک زبان سر و کار داره و فاعل یا روایتگر با عبور کردن از واژه‌ها به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به ساختار زبان تاثیر میذاره و اون رو به کنترل خودش درمیاره و به صورتی که خودش میپسنده به پیش میبره.

    گفتمان از واژه فرانسوی Discourse و لاتین Discursus به معنی گفتگو ریشه گرفته. دیسکورس یا گفتمان بعد از دهه شصت میلادی در علوم انسانی، هنر و ادبیات استفاده گسترده‌ای داره. تا اواخر قرن نوزدهم مفهوم گفتمان بیشتر در مورد نظام ارائه بحث در مورد یک مسئله خاص استفاده میشد و محدود به نوشتار و تا حدی هم شیوه بیان بود. ولی در زبانشناسی جدید، فردینان دوسوسور گفتمان رو به معنی کاربرد فردی زبان یا فعلیت یافتن زبان استفاده کرده. در دوران معاصر، زبانشناسی انگلوساکسون از دیسکورس یا گفتمان به عنوان «زمینه معنایی بحث» یاد میکنه.

    واژه «گفتمان» در زبان فارسی برای اولین بار توسط داریوش آشوری به وجود اومد. اون برای اولین بار معادل فارسی دیسکورس رو در مقاله «نظریه غرب زدگی و بحران تفکر در ایران» در نشریه ایران نامه منتشر کرد تا زبان فارسی بتونه یک کلمه برساخته جدید رو در مفهوم کاملا نو در اختیار داشته باشه. فایل این مقاله رو هم در کانال تلگرام پادکست قرار میدم و میتونید ازونجا مطالعه کنید. قبل از داریوش آشوری، کلمه دیسکورس تو مفهومی به غیر از گفتمان و چیزی که قبلا گفتم ارائه میشد؛ مثل گفتار، سخن، درس و بحث، سخنرانی، نطق و کلمه‌هایی شبیه به این.


    معمولا در زبانشناسی به واحدهای زبانی بزرگتر از جمله کلام یا گفتمان میگن، که این تعریف هم بین زبانشناس‌های قدیمی (یا همون نحویون) و زبانشناسان جدید، متفاوت هست. تعریف‌های مختلفی برای گفتمان ارائه شده. مثل اینها؛

    • به هر گفتاری میشه کلام گفت، چه با معنی چه بی معنی. (مثل کلمه پادکست یا تسکداپ (که یک کلمه بی‌معنیه))
    • هر گفتاری که مسند و مسندالیه داشته باشه پس کلام هم هست.
    • اگر بعد از گفتن چیزی سکوت و مکث کنیم، پس اون کلام هست.

    از دید زبانشناسی کلام دارای معانی مختلفی هست؛ حالت locutionary یا معنای دقیق؛ مثلا وقتی میگیم هوا خیلی گرمه، منظورمون اینه که واقعا هوا گرمه. حالت دوم illocutionary یا معنای اجرایی؛ مثلا وقتی میگیم میشه لطفا کولر رو روشن کنی؟ منظورمون اینه که هوا گرمه ولی مستقیم بهش اشاره نمیکنیم. سومین حالت perlocutionary یا متقاعد کردن در معنی، مثلا میگیم من یه کتاب از جویس دارم. میخوای بخونیش؟ در واقع با این کلام ما سعی میکنیم مخاطبمون رو متقاعد کنیم که کاری رو انجام بده.

    خب با این تعاریف میشه اشاره کرد که گفتمان چیزی هست که یک چیز دیگه رو تولید میکنه و نه چیزی رو که در خود، از خود و برای خود به وجود آورده. این چیزی که میشل فوکو بیان کرده رویکرد تاسیسی گفتمان هست. اون اعتقاد داشت که زبان حقیقت جهان رو بیان نمیکنه بلکه بازتاب و بازنمایی هست از تجربه شخصی افراد که الزاماً نه درست هست و نه غلط. اون در مطالعات انسانشناختی خودش مگفته بین استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود داره به طوری که زبان برای افراد قدرتمند و صاحبان امتیاز خاص، جنبه ابزاری داره و همین زبان یا گفتمان به حفظ پایگاه اجتماعی و سیاسی اونها کمک میکنه. فوکو اعتقاد داره اسناد تاریخی همشون ذهنی و تحریف شده هستن و در واقع جهان بینی و بازتاب قضاوت ذهنی  نویسنده از رخدادهای تاریخی رو نشون میدن.

    بعد از فوکو فرد دیگه‌ای که به مسئله گفتمان اهمیت داد و اون رو تحلیل کرد میخاییل باختین بود. اون مفاهیم مهمی در زبانشناسی مطرح کرد که به نظرم مرورشون میتونه به درک بهتر مفهوم گفتمان کمک کنه.

    در کتاب به سوی فلسفهٴ کنش، باختین طرحی ساختاری از روان انسانی ارائه میده که از سه مؤلّفه تشکیل شده: «من­ برای­ خودم»، «من­ برای ­دیگری» و «دیگری ­برای ­من». من برای خودم، منبع غیرقابل اعتماد برای هویت شخصی یا تشخص هست. باختین استدلال میکنه که من برای دیگری هست که از طریق اون موجودات انسانی فهمی از هویت شخصی رو پرورش میدن، چون که من برای دیگری مثل اختلاط بدون مرز از روشی که دیگران من را قضاوت میکنن عمل میکنه. در مقابل، دیگری برای من، بیان کننده روشی هست که توسط اون دیگران دریافت‌های من رو از خودشون در هویت شخصیشون جا میدن. هویت اونطوری که باختین اینجا توضیح میده صرفا به فرد تعلق نداره، و متعلق به همه و بین اونها مشترک هست.

    باختین همچنین معتقد بود که زبان بی‌طرف نیست. در سال ۱۹۳۴ مقاله‌ای به اسم «گفتمان در رمان» منتشر میکنه و در اون به ناهمگونی زبانی که شامل چشم انداز، ارزیابی و موقعیت‌یابی ایدئولوژیک میشد میپردازه. به اعتقاد باختین، هر واژه به گونه ناگشودنی محصور در زمینه‌ای هست که در اون زیست میکنه.

    حالا اگه بعد از باختین دوباره به میشل فوکو برگردیم و گفتمان مطرح شده از دید اون رو بازتعریف کنیم به پروسه مشخصی خواهیم رسید. فوکو تحلیل گفتمان رو در تمرکز بر قدرت و ارتباطات ناشی از قدرت تعریف میکرد. در پروسه تحلیل گفتمان فوکو، اول به چگونگی خلق گفتمان توجه میکنیم. مرحله دوم به چه چیزی گفتن و چه چیزی نگفتن میرسیم. در مرحله سوم به فضای ایجاد گفتمان دقت میکنیم و دست آخر، همزمانی تولید گفتمان و مطالب پیرامونی رو مورد بحث قرار میدیم.

    به صورت کلی، چه از دید باختین و چه از عینک فوکو، تحلیل گفتمانی به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن و گفتگو میپردازه و همونطور هم که قبلا اشاره کردم، همین باعث به قدرت رسیدن طبقه خاصی میشه که متمایز از سایر مردم هستن.

    انتهای اپیزود. چیزی که شینیدید اپیزود دوم پادکست لوح سفید بود. قبل از اتمام این قسمت، میخواستم یک نکته‌ رو بگم. در کنار بحث زبانی و زبانشناسی، من به شخصه به داستان و قصه هم علاقه دارم و تحلیلی هم که از پدیده قصه دارم اون رو به عنوان یک نشانه زبانی نشأت گرفته از یک کانتکست اجتماعی و جغرافیایی خاص میدونم که یک گفتمان منحصربفردی رو داره. برای همین تصمیم گرفتم پادکستی موازی با لوح سفید به اسم «آپوستروف» تولید کنم که در اون فقط و فقط به داستان و داستانخوانی میپردازم. و تلاشم این خواهد بود که داستان‌های کوتاهی رو که در ایران ترجمه نشدن، ترجمه کنم و با یک روایت ساده در پادکست آپوستروف تعریف کنم. احساس میکنم درهم آمیختگی زبان و قصه میتونه به ته نشین شدن و درک درست ما از مفهوم زبان کمک کنه. اپیزود اول پادکست آپوستروف بزودی منتشر میشه و در فید لوح سفید قرار میگیره و لینک‌های دسترسی هم توی توییتر و کانال تلگرام لوح سفید منتشر میشن تا اگه دوست داشتین اونیکی پادکست رو هم دنبال کن    ین. پس تا اپیزود بعدی شاد باشین و بقیه رو هم شاد کنید.


    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

    Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed
    آخرین ویرایش: 1398/01/13 04:07 ق.ظ
    ارسال دیدگاه