تبلیغات
لوحِ سفید - وبلاگ امین هوشمند - مطالب ابر لوح سفید
منوی اصلی
لوحِ سفید - وبلاگ امین هوشمند
یک زبان‌شناسِ بلاگر؛ سعی دارد حرف‌های جدی بزند

  • بهانه یا بهتر بگم دغدغه‌ای که قسمت سوم لوح سفید رو تشکیل داد تماشای مناظره‌ای بود که توسط یک اندیشمند هلندی در حدود ۵۰ سال پیش برگزار شده. دیدن دو متفکر و فیلسوف معاصر کنار هم و شنیدن حرف‌های اونها پیرامون اصلی‌ترین سوال انسان برای من خیلی جذاب بود. پرسیدن و جواب گرفتن خودش نوعی تمرین کردن برای زندگیه. و وقتی با دو نفر که سوال‌ها و جواب‌هاشون زندگی و ماهیت انسان‌ها رو به چالش میکشه میتونه خودش موضوع مهمی باشه که در این پادکست بهش میپردازم. 


    متفکر با جهان هستی مواجه میشه و تلاش میکنه این مواجهه خودش رو زیر نظر یک نظام فکری سروسامان بده. این نظام مدعیه که مسائل بنیادین انسان رو بهتر از بقیه نظام‌ها درک کرده و فهمیده و حتی موفق‌تر از بقیه اونها میتونه این مسائل رو حل کنه و راهکار ارائه کنه. پس گفتگوی دو تا متفکر وقتی اتفاق میافته که روی مسئله مشخصی بحث کنن و هرکدوم از عینک خودشون به اون موضوع نگاه کنن و درباره‌ش حرف بزنن و نظرهای فرد مقابل رو مورد نقد قرار بدن. پس میشه گفت که گفتگوی دوتا متفکر نوعی رقابت نظام‌های فکری متفاوت روی یک مسئله مشترک هست.

    یکی از مهمترین و مشهورترین این گفتگوهای نظری در دوره معاصر ما جلسه‌ای هست که در سال ۱۹۷۱ در کالج فنی آیندهوون در هلند برگزار شد و میشل فوکو و نوآم چامسکی درباره «طبیعت بشر» با هم گفتگو کردن، یا بهتر بگم همدیگرو به چالش کشیدن. توی این جلسه مسئله مشخص و واحدی روی میز بود ولی تفاوت‌های بنیادین بین نظام فکری این دو نفر باعث شده بود که گفتگوی اونها پر از اختلاف نظر و بحث ریشه‌ای درباره اصل ماهیت بشر باشه.

    چامسکی زبانشناسی هست که معتقده در پس زبان‌های مختلف الگوی مشترکی وجود داره که اون فرد با خلاقیت خودش از اون استفاده و زبان رو تولید میکنه. به نظر چامسکی حوزه‌های دیگه‌ای هم از این الگو استفاده میکنن که مجموع همه این الگوها و طرح‌واره‌ها «ماهیت یا طبیعت انسان» رو تشکیل میده. تو اندیشه چامسکی «خلاقیت» کلید واژه هست و به نظر او یک فرد با کمک خلاقیت خودش، این الگوها رو استفاده میکنه و با جهان دور و بر خودش تعامل برقرار میکنه.

    اگر در مورد دستور زبانی که چامسکی معرفی میکنه توضیح بدم میشه گفت دستور زبان زایشی یا گشتاری تلاش میکنه نمونه‌هایی از آگاهی فطری و درونی فرد از دستور زبانی که در مغز تشکیل میشه رو بیان کنه. لفظ زایشی یا گشتاری هم به این خاطر بهش گفته میشه که شیوه تبدیل اون چیزی که توی ذهن ما میگذره رو به زبان گفتاری و نوشتاری نشون میده. این مفهوم سعی میکنه از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق و واقعی اون چیزی که در ذهن ما میگذره رو که در پشت پرده کلمات و جملات هستن کشف و بیان کنه. مفاهیم بیان نشده‌ای که در پس ذهن ما وجود دارن و هنوز به زبان آورده نشدن ژرف ساخت و به مفاهیم و جمله‌هایی که در زبان ما جاری میشن ساخت گفته میشه. چامسکی اعتقاد داره که با دستور زبان زایشی هر انسانی میتونه با استفاده از قوانین خیلی محدود و کم بی‌نهایت جمله و مفهوم تولید کنه و در شرایط مختلف از اونها استفاده ببره.

    در مقابل، فوکو ولی فیلسوفی هست که از اپیستمه حرف میزنه. در تعریف مرفولوژیک یا ریخت شناسی که فوکو ارائه میده، قالب‌های معرفتی مختلفی معرفی میکنه که مجموعه اونها رو اپیستِمه یا شناخت و صورت بندی دانایی نامگذاری کرده که یعنی هر یکی از دوران‌های مختلف تاریخی، ترکیب خاصی از دانش اجتماعی و فردی ایجاد میکنن که در سه شناخت مهم از نظر فوکو خلاصه میشن؛ دانش موجودات زنده، دانش قوانین زبانی و دانش امور اقتصادی. اپیستمه یا شناخت دانایی شرایطی رو تعیین میکنه که روی جهان گسترده میشه و بخش‌هایی از اون رو آشکار میکنه و بخش‌هایی رو هم می‌پوشونه.  

    این تفسیر بعدتر هم توسط جودیث باتلر تو کتاب «سخنرانی هیجان‌انگیز» استفاده شده تا مفهوم کنش گفتاری یا Speech-act Theory از منظر سیاسی مورد بحث قرار بده. همینطور هم میشه اپیستمه‌ای که فوکو تعریف کرده رو با پارادایم مفهومی توماس کان و ژان پیاژه مقایسه کرد. فوکو اعتقاد داره که هر فرهنگی فقط یک اپیستمه داره که محدوده شناخت در اون فرهنگ رو تعیین میکنه.

    نظرات و اندیشه‌های این دو متفکر به قدری با هم متفاوت بود که وقتی تو سال ۱۹۷۱ در کالج فنی آیندهوون کنار هم میشینن تا درباره طبیعت بشر حرف بزنن فونس الدرز مجری این برنامه میگه چامسکی و فوکو انگار توی دو تا دنیای فکری مختلف زندگی کردن. ولی هر دو یک ویژگی مشترک دارن که صرفاً به اندیشه بسنده نکردن و وارد کنش‌های سیاسی هم شدن.

    چامسکی یکی از پیشروترین معترضا به جنگ آمریکا در ویتنام بوده و بارها اعتراض خودش رو هم در خیابان نشون داده و هم به گفته خودش دست به نافرمانی مدنی زده. فوکو هم پای ثابت تظاهرات ضد دولتی فرانسه بوده و حتی چندباری هم بازداشت شده. با این پیشینه که این دو متفکر داشتن وقتی در این مناظره از مفهوم انتزاعی طبیعت بشر صحبت میکنن ناخواسته وارد چارچوب سیاسی هم میشن.

    چامسکی در قسمت اول این مناظره میاد بین «خلاقیت» و «ماهیت» انسان ارتباط ایجاد میکنه. یعنی چی؟ چامسکی اعتقاد داره جامعه‌ای رو میتونیم ایده‌الی و آرمانی در نظر بگیریم که اولین نمود اون تجلی ماهیت انسانی باشه. یعنی انسان در اون جامعه دارای یک ارزش از قبل تعریف شده باشه. یعنی یک انسان از بدو تولد تا زمان مرگش با هیچ نوع مانعی برای بروز و نشون دادن خلاقیت‌هاش مواجه نشه. وقتی این اصل در تفکر چامسکی خیلی پر رنگ حضور داره، خودش هم به فکر تمرکز زدایی از سیاست و مشارکت مردمی در جامعه به وسیله اجتماعی کردن همه امور هست. 

    چامسکی معتقده جامعه‌ای که دچار استبداد و زورگویی شده باشه، در واقع خواسته یا ناخواسته باعث میشه خلاقیت‌های فردی در آدم‌های اون جامعه هم سرکوب بشن. اون معتقده که آزادی سرشت انسانی، باعث میشه انسان به رشد و بالندگی در خلاقیت دست پیدا بکنه و اگر نشد، مجبوره بر علیه محدودیت‌هاش تغیان کنه و اونها رو کنار بزنه.

    در مقابل همین نظر چامسکی، فوکو وارد عمل میشه و ادعا میکنه قدرت سیاسی فقط توسط دولت یا اهرم تنبیهی مثل پلیس اعمال نمیشه بلکه نهادها و حتی مفاهیم دیگه‌ای هم هستن که قدرت سیاسی رو بر خلاف ظاهرشون تعیین و هدایت میکنن. فوکو معتقده که یکی از مهمترین مفاهیم «عدالت» هست که به عنوان یک نوع اهرم فشار برای کنترل قدرت سیاسی در یک جامعه ایده‌آل به کار میره که در واقع هیچ نوع قدرت سیاسی از خودش در مقابل نافرمانی‌های فردی و مدنی نداره.

    با این تفسیر اگه شناخت رو یکی از مصادیق اصلی تعامل و ارتباط با جهانی که توش زندگی میکنیم بدونیم، آیا انسان میتونه با خلاقیت، مرزهای دانش خودش رو جابجا کنه؟ یا اینکه اپیستمه حد و مرز دانش انسان رو از قبل تعیین کرده؟

    در تکمیل این قسمت که با موضوع مناظره دو تا فیلسوف مهم قرن معاصر ما در مورد طبیعت بشر بود، من فیلم مناظره با زیرنویس انگلیسی رو در کانال قرار میدم. همینطور کتاب متن کامل مناظره این دو نفر که به زبان انگلیسی منتشر شده رو هم برای مطالعه کساییکه دوست دارن در کانال میذارم. امتیاز این کتاب اینه که چندتا مقاله اضافی هم در سالهای بعد از این مناظره برای تکمیل کردن گفته‌هاشون منتشر شده که توی این کتاب وجود داره. همینطور متن ترجمه فارسی این مناظره که تو شماره ۵ مجله بیدار در سال ۱۳۷۹ چاپ شده رو هم در کانال میذارم. امسال هم یک کتاب منتشر شد که در واقع ترجمه کتاب انگلیسی متن مناظره هست که به نظرم مجموعه ارزشمندیه که توسط انتشارات مصدق وارد بازار شده. لینک معرفی و خرید این کتاب رو هم براتون توی کانال میذارم تا به راحتی به همه فایل‌های مرتبط با این قسمت دسترسی داشته باشید.


    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

    Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed
    آخرین ویرایش: 1398/01/13 04:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه

  • «من در واژه‌سازی از روش‌ها و مایه‌ها و مدل‌هایی که دانشوران و کوشندگانِ فرهنگیِ دو-سه نسل پیش از من فرا آوردند، بهره گرفته‌ام و از ایشان بسیار چیزها آموخته‌ام. اما در جایگاهِ یک شاگردِ سپاسگزار و وفادار بی‌کار ننشسته‌ام و در جهتِ پیش‌بردِ آرمانِ ایشان، که توانمند کردنِ زبانِ فارسی برایِ پاسخگویی به چالش‌هایِ دنیایِ مدرن بوده است، بسی بر دست‌آوردهایِ ایشان افزوده‌ام؛ و امروز با پشتِ سر گذاشتنِ بیش از چهل سال کار-و-کوشش و تألیفِ چند فرهنگ و چند کتاب در بابِ مسائلِ زبانی و فرهنگی‌مان، با همه رنج‌هایی که کشیده‌ام و تنگناهایی که برایِ انجامِ چنین وظیفه‌یِ خود-گُزیده‌ای با آن‌ها رو به رو بوده‌ام، کاری کرده‌ام که هیچ جزئی از آن جایِ پشیمانی ندارد، از جمله ساختنِ واژه‌یِ گفتمان، که در زبانِ بخشِ بزرگی از اهلِ علومِ انسانی با بارِ یک مفهومِ علمیِ استوار در جایِ خود ایستاده است».

    این بخشی از گفتگوی اینترنتی مجله نگاه نو بود با داریوش آشوری در شماره نود و ششم - زمستان سال ۱۳۹۱ در تهران.


    در اپیزود اول پادکست لوح سفید سعی کردم در مورد فرضیه‌هایی که برای شکل‌گیری زبان در طول تاریخ مطرح شده بپردازم. از فرضیه‌های علمی تا فرضیه‌های مذهبی و جغرافیایی. انواع الگوهای زبانی رو مرور کردم و تلاش‌های مختلفی رو در طول تاریخ برای مطالعه علمی زبان مطرح کردم. همینطور زیرشاخه‌ها و حوزه‌های بینارشته‌ای که بعد از شروع فعالیت رشته زبانشناسی به وجود اومدن رو هم مرور کردم. ولی در این قسمت قصد دارم به موضوعی بپردازم که شاید مهمترین بخش یک مجموعه زبانی هست. مبحثی که تمامی ادراکات زبانی و ذهنی از این بخش نشأت میگیره.

    گفتمان اصطلاحی هست که در رشته‌های مختلف مثل فلسفه، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و زبانشناسی به صورت گسترده استفاده میشه و دانشمندها و فیلسوف‌ها دیدگاه‌های مختلفی درباره دامنه، مفهوم و مهمتر، نقش و کارکرد اون مطرح کردن. یکی از مهمترین تعریف‌های مفهوم گفتمان توسط داریوش آشوری مطرح شده. اون مفهوم گفتمان رو به معنای مجموعه‌ یا دستگاهی بینشی در نظر میگیره که از طریق واژه‌ها و گفتارهای نهادینه شده در دل زبان میتونه در ذهنیت‌ها اثر بذاره و حتی آگاهی یک دوره تاریخی رو تحت تاثیر قرار بده و روش سایه بندازه بدون اینکه کاربرهای اون زبان نسبت به ذهنیت و خصلت خاص تاریخی اون خودآگاه باشن.

    در تعریف دیگه‌ای که از مفهوم گفتمان ارائه شده به پرداختن مفصل و جز به جز یک موضوع در قالب نوشتار و گفتار اشاره میشه. یعنی به کار بردن زبان در گفتن و نوشتن برای پدید آوردن معنا و مفهوم. گفتمان با جنبه عملی یک زبان سر و کار داره و فاعل یا روایتگر با عبور کردن از واژه‌ها به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به ساختار زبان تاثیر میذاره و اون رو به کنترل خودش درمیاره و به صورتی که خودش میپسنده به پیش میبره.

    گفتمان از واژه فرانسوی Discourse و لاتین Discursus به معنی گفتگو ریشه گرفته. دیسکورس یا گفتمان بعد از دهه شصت میلادی در علوم انسانی، هنر و ادبیات استفاده گسترده‌ای داره. تا اواخر قرن نوزدهم مفهوم گفتمان بیشتر در مورد نظام ارائه بحث در مورد یک مسئله خاص استفاده میشد و محدود به نوشتار و تا حدی هم شیوه بیان بود. ولی در زبانشناسی جدید، فردینان دوسوسور گفتمان رو به معنی کاربرد فردی زبان یا فعلیت یافتن زبان استفاده کرده. در دوران معاصر، زبانشناسی انگلوساکسون از دیسکورس یا گفتمان به عنوان «زمینه معنایی بحث» یاد میکنه.

    واژه «گفتمان» در زبان فارسی برای اولین بار توسط داریوش آشوری به وجود اومد. اون برای اولین بار معادل فارسی دیسکورس رو در مقاله «نظریه غرب زدگی و بحران تفکر در ایران» در نشریه ایران نامه منتشر کرد تا زبان فارسی بتونه یک کلمه برساخته جدید رو در مفهوم کاملا نو در اختیار داشته باشه. فایل این مقاله رو هم در کانال تلگرام پادکست قرار میدم و میتونید ازونجا مطالعه کنید. قبل از داریوش آشوری، کلمه دیسکورس تو مفهومی به غیر از گفتمان و چیزی که قبلا گفتم ارائه میشد؛ مثل گفتار، سخن، درس و بحث، سخنرانی، نطق و کلمه‌هایی شبیه به این.


    معمولا در زبانشناسی به واحدهای زبانی بزرگتر از جمله کلام یا گفتمان میگن، که این تعریف هم بین زبانشناس‌های قدیمی (یا همون نحویون) و زبانشناسان جدید، متفاوت هست. تعریف‌های مختلفی برای گفتمان ارائه شده. مثل اینها؛

    • به هر گفتاری میشه کلام گفت، چه با معنی چه بی معنی. (مثل کلمه پادکست یا تسکداپ (که یک کلمه بی‌معنیه))
    • هر گفتاری که مسند و مسندالیه داشته باشه پس کلام هم هست.
    • اگر بعد از گفتن چیزی سکوت و مکث کنیم، پس اون کلام هست.

    از دید زبانشناسی کلام دارای معانی مختلفی هست؛ حالت locutionary یا معنای دقیق؛ مثلا وقتی میگیم هوا خیلی گرمه، منظورمون اینه که واقعا هوا گرمه. حالت دوم illocutionary یا معنای اجرایی؛ مثلا وقتی میگیم میشه لطفا کولر رو روشن کنی؟ منظورمون اینه که هوا گرمه ولی مستقیم بهش اشاره نمیکنیم. سومین حالت perlocutionary یا متقاعد کردن در معنی، مثلا میگیم من یه کتاب از جویس دارم. میخوای بخونیش؟ در واقع با این کلام ما سعی میکنیم مخاطبمون رو متقاعد کنیم که کاری رو انجام بده.

    خب با این تعاریف میشه اشاره کرد که گفتمان چیزی هست که یک چیز دیگه رو تولید میکنه و نه چیزی رو که در خود، از خود و برای خود به وجود آورده. این چیزی که میشل فوکو بیان کرده رویکرد تاسیسی گفتمان هست. اون اعتقاد داشت که زبان حقیقت جهان رو بیان نمیکنه بلکه بازتاب و بازنمایی هست از تجربه شخصی افراد که الزاماً نه درست هست و نه غلط. اون در مطالعات انسانشناختی خودش مگفته بین استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود داره به طوری که زبان برای افراد قدرتمند و صاحبان امتیاز خاص، جنبه ابزاری داره و همین زبان یا گفتمان به حفظ پایگاه اجتماعی و سیاسی اونها کمک میکنه. فوکو اعتقاد داره اسناد تاریخی همشون ذهنی و تحریف شده هستن و در واقع جهان بینی و بازتاب قضاوت ذهنی  نویسنده از رخدادهای تاریخی رو نشون میدن.

    بعد از فوکو فرد دیگه‌ای که به مسئله گفتمان اهمیت داد و اون رو تحلیل کرد میخاییل باختین بود. اون مفاهیم مهمی در زبانشناسی مطرح کرد که به نظرم مرورشون میتونه به درک بهتر مفهوم گفتمان کمک کنه.

    در کتاب به سوی فلسفهٴ کنش، باختین طرحی ساختاری از روان انسانی ارائه میده که از سه مؤلّفه تشکیل شده: «من­ برای­ خودم»، «من­ برای ­دیگری» و «دیگری ­برای ­من». من برای خودم، منبع غیرقابل اعتماد برای هویت شخصی یا تشخص هست. باختین استدلال میکنه که من برای دیگری هست که از طریق اون موجودات انسانی فهمی از هویت شخصی رو پرورش میدن، چون که من برای دیگری مثل اختلاط بدون مرز از روشی که دیگران من را قضاوت میکنن عمل میکنه. در مقابل، دیگری برای من، بیان کننده روشی هست که توسط اون دیگران دریافت‌های من رو از خودشون در هویت شخصیشون جا میدن. هویت اونطوری که باختین اینجا توضیح میده صرفا به فرد تعلق نداره، و متعلق به همه و بین اونها مشترک هست.

    باختین همچنین معتقد بود که زبان بی‌طرف نیست. در سال ۱۹۳۴ مقاله‌ای به اسم «گفتمان در رمان» منتشر میکنه و در اون به ناهمگونی زبانی که شامل چشم انداز، ارزیابی و موقعیت‌یابی ایدئولوژیک میشد میپردازه. به اعتقاد باختین، هر واژه به گونه ناگشودنی محصور در زمینه‌ای هست که در اون زیست میکنه.

    حالا اگه بعد از باختین دوباره به میشل فوکو برگردیم و گفتمان مطرح شده از دید اون رو بازتعریف کنیم به پروسه مشخصی خواهیم رسید. فوکو تحلیل گفتمان رو در تمرکز بر قدرت و ارتباطات ناشی از قدرت تعریف میکرد. در پروسه تحلیل گفتمان فوکو، اول به چگونگی خلق گفتمان توجه میکنیم. مرحله دوم به چه چیزی گفتن و چه چیزی نگفتن میرسیم. در مرحله سوم به فضای ایجاد گفتمان دقت میکنیم و دست آخر، همزمانی تولید گفتمان و مطالب پیرامونی رو مورد بحث قرار میدیم.

    به صورت کلی، چه از دید باختین و چه از عینک فوکو، تحلیل گفتمانی به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن و گفتگو میپردازه و همونطور هم که قبلا اشاره کردم، همین باعث به قدرت رسیدن طبقه خاصی میشه که متمایز از سایر مردم هستن.

    انتهای اپیزود. چیزی که شینیدید اپیزود دوم پادکست لوح سفید بود. قبل از اتمام این قسمت، میخواستم یک نکته‌ رو بگم. در کنار بحث زبانی و زبانشناسی، من به شخصه به داستان و قصه هم علاقه دارم و تحلیلی هم که از پدیده قصه دارم اون رو به عنوان یک نشانه زبانی نشأت گرفته از یک کانتکست اجتماعی و جغرافیایی خاص میدونم که یک گفتمان منحصربفردی رو داره. برای همین تصمیم گرفتم پادکستی موازی با لوح سفید به اسم «آپوستروف» تولید کنم که در اون فقط و فقط به داستان و داستانخوانی میپردازم. و تلاشم این خواهد بود که داستان‌های کوتاهی رو که در ایران ترجمه نشدن، ترجمه کنم و با یک روایت ساده در پادکست آپوستروف تعریف کنم. احساس میکنم درهم آمیختگی زبان و قصه میتونه به ته نشین شدن و درک درست ما از مفهوم زبان کمک کنه. اپیزود اول پادکست آپوستروف بزودی منتشر میشه و در فید لوح سفید قرار میگیره و لینک‌های دسترسی هم توی توییتر و کانال تلگرام لوح سفید منتشر میشن تا اگه دوست داشتین اونیکی پادکست رو هم دنبال کن    ین. پس تا اپیزود بعدی شاد باشین و بقیه رو هم شاد کنید.


    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

    Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed
    آخرین ویرایش: 1398/01/13 04:07 ق.ظ
    ارسال دیدگاه

  • ما معمولا خیال نمیکنیم که صحبت کردن شبیه به جویدن آدامس یا لیس زدن بستنی باشه ولی اگه دقت بکنیم صحبت کردن انسان همه این اعمال رو با هم شامل میشه. حرکت دهن، زبان و لب‌ها خودشون نوعی اعمال کنترل کننده هستن. پس ممکنه که اولین صداهای به وجود اومده در اثر یکی یا ترکیبی از این حرکات بوده باشن و خود این تولید اصوات ممکنه که به تولید اولیه زبانِ ارتباطی انجامیده باشه. همه اینها بیشتر شبیه گمانه زنی و احتمال هستن. به نظر میرسه که اولین زبان‌های گفتاری چیزی حدود ۱۰۰ تا ۵۰ هزار سال پیش بوجود اومدن، در صورتی که زبان نوشتار عمری کمتر از پنج هزار سال داره. به خاطر همین گمانه زنی‌ها و نبودن اسناد کافی برای اثبات نحوه بوجود اومدن زبان، احتمالات بیشتری هم مطرح شده. مهمترین اونها وجود منابع الهی، صدا‌های طبیعی، اقتباس فیزیکی، مغز انسانی و منبع ژنتیکی هستن.

    در انجیل و در داستان خلقت هم آورده شده که خداوند آدم رو آفرید و آدم تمام مخلوقات زنده رو با اسمشون صدا کرد. یا اینکه در آیین هندو زبان از طریق ساراسواتی، همسر برهما خالق هستی به وجود اومده. در اکثر ادیان نشانی از منبع الهی برای ارائه زبان به انسان دیده میشه. حتی در دین اسلام و نزول قرآن هم نشانه‌ای از ارائه زبان گفتار و نوشتار حین نزول آیات به پیامبر وجود داره. تلاش‌های مختلفی برای پیدا کردن اولین زبان بشری در دوران‌های مختلف صورت گرفته که مهمترین فرضیه‌ای که مطرح میشده، این بوده که اگر نوزاد انسانی رو بدون شنیدن و صحبت کردن به زبان خاصی بزرگ کنیم، این نوزاد بالاخره لب باز میکنه و با زبان اصلی خدادادی حرف میزنه. پسامتیخ فرعون مصری، حدود ۲۵۰۰ سال پیش یک آزمایش روی دو تا نوزاد تازه متولد شده انجام داد. بعد از دو سال نگهداری اونها کنار گوسفندها و یک چوپان لال، این بچه‌ها تونستن یک کلمه رو به زبون بیارن ولی نه یک کلمه مصری. این کلمه چیزی شبیه به کلمه بکوس در زبان فریگی به معنی نان بود. فرعون خیال میکرد این ممکنه اولین زبان بشری باشه که بعدها ریشه مدرن‌تر زبان ترکی شد. ولی چون بچه‌ها این صداها رو از منشا انسانی نشنیده بودن پس فرعون هم نتیجه‌گیری اشتباهی کرده بود. در حدود سال‌های ۱۵۰۰، کینگ جیمز چهارم پادشاه اسکاتلند آزمایش مشابهی روی بچه‌ها انجام داد و نتیجه گرفت که اونها به زبان عبری حرف میزنن. ولی چون اونها هم به دور از هر نوع زبان انسانی قرار گرفته بودن و توانایی شنیدن و حتی صحبت کردن نداشتن، میشه نتیجه گرفت که آزمایش پادشاه اسکاتلند هم غلط بوده. اگه باور کنیم که زبان انسان بوسیله یک منبع الهی سرچشمه گرفته پس مجبوریم تا داستان شهر بابل رو دوباره مرور کنیم. در آیه ۹ سوره ۱۱ سفر پیدایش در کتاب انجیل اومده که «خداوند زبان را در سراسر زمین نفرین کرد» یا به عبارت ساده‌تر؛ از بین برد.

    در مطالب گذشته گفتم که زبان اساساً چیزی جز نشانه‌های هدفدار نیستن. زبان تقریبا به صورت تغییر ناپذیری خودش به عنوان قدرتمندترین نظام ارتباطی شناخته شده. لوی-اشتراوس هم گفته که زبان نمونه بارز یک نظام نشانه شناختی هست و اساساً هیچ کاری نمیکنه جز دلالت و خودش هم فقط از طریق همین امر دلالت وجود داره. فردینان دو‌سوسور تاکید کرده که برای نشون دادن ماهیت مسئله نشانه شناسی، هیچ چیزی بهتر از مطالعه انواع مختلف زبان‌ها نیست.

    رولان بارت هم ادعا میکرد که نشانه‌ شناسی جزیی از خود زبانشناسی هست. ولی در مقابل؛ الگوی مهمی معرفی کرد به اسم لانگ و پارول. لانگ یا زبان به گفته سوسور نظامی از قراردادها و قواعدی هستن که از قبل وجود داشته و حتی مستقل از افراد و شخصیت اونهاست. در مقابل، پارول یا گفتار، استفاده از لانگ یا همون زبان در هر مورد و موقعیت خاصه. حالا مطابق با تمایزی که سوسور معرفی کرده بود در یک نظامی مثل سینما، هر فیلم خاص یک پارول -گفتار- در نظام کلی زبان هست. در واقع روش سوسور مطالعه «همزمانی» این نظام هست یعنی ما اون رو در زمان منجمد می‌کنیم. مثل یک عکس. ولی بارت روش دیگه‌ای به اسم «در زمان بودن» رو پیش میکشه که به تحولات یک نظام در زمان می‌پردازه. دقیقاً مثل یک فیلم. فیلم هم امتداد زمانی چند فریم عکس در کنار یکدیگه هست.

    یک مثال از سارتر میارم. اون میگه: نمیشه تصور کرد که کسی کاردی بسازه بدون اینکه بدونه این شئ به چه کارش میاد. در واقع ماهیت شئ یا همون دستورالعمل و قواعدی که ایجاد اون ابزار رو ممکن کرده مقدم بر وجود اون کارد هست. به شکل خیلی ساده‌تر، هر کسی که چیزی رو به واسطه زبان منتقل می‌کنه دارای هدفی هست که مسئولیت اون رو خود شخص به عهده می‌گیره. در دیدی فلسفی‌تر، وقتی کسی به واسطه زبان، گفتاری به وجود میاره، مفهوم ایجاد شده در مقابل خود اون فرد قرار میگیره.

    برای درک بهتر زبان از دیدگاه فلسفه و منطق پیشنهاد میکنم اپیزود هفتم از پادکست لوگوس رو بشنوید چون حامد قدیری از دید فلسفی مطابقت ذهنی و عینی زبان رو توضیح داده. من تصمیم دارم بیشتر کاربرد زبان رو در مفاهیم زبان‌شناختی اون توضیح بدم نه در فلسفه. پس به نظرم پادکست لوگوس برای کسایی که دوست دارن عمیق‌تر به مفهوم زبان -البته از دید فلسفی- بپردازن توصیه میشه.

    خب تا اینجا در مورد شکل گیری تاریخی زبان صجبت کردیم. بهتره کمی هم در مورد ساختار و علم شناخت زبان صحبت کنیم. همونطور که اشاره کردم در داستان برج بابل در تورات، اورده شده که کلام یا نوشتاری که به واسطه انسان‌های متعلق به گروه یا قشر خاصی برای انتفال اندیشه یا برای ایجاد ارتباط استفاده بشه به عنوان زبان شناخته میشه. اگر بخوایم همین زبان رو مورد مطالعه قرار بدیم به علمی نیاز داریم که بهش زبانشناسی خواهیم گفت. زبانِ انسان رو مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی تعریف کردیم که توسط اونها میتونیم قصد و نیت خودمون رو به بقیه منتقل کنیم. در اینجا میخوام الگوهای زبانی انسان رو هم معرفی کنم. اولین الگوی موجود، زبان گفتاری هست. زبانی که نشانه‌های اون صوتی هستن و از بدو تولد، هر انسانی با اونها آشناست. الگوی دوم، زبان نوشتاریه. زبانی‌ که نشانه‌های خطی داره که قطعاً بعد از یادگیری درست زبان گفتاری به وجود میاد. و الگوی سوم، زبان اشاره هست. زبانی که برای برقراری ارتباط بین افراد ناشنوا که قدرت تکلم ندارن استفاده میشه.

    اگه به تاریخ نگاه بکنیم، اولین نشانه‌ها از به وجود اومدن علمی برای بررسی زبان، به سده پنجم قبل از میلاد برمیگرده. جایی که فردی به اسم پانینی تلاش میکرد به مطالعه دقیق زبان سانسکریت بپردازه و به توصیف ساختارهای کوچیکی مثل واج و تکواژ برسه. تلاش برای توصیف جامع از زبان حتی در خاورمیانه هم وجود داشته. عمر بن عثمان بن قنبر سیبویه یا به شکل درست‌تر، سیبِوَیْهْ شیرازی دستورنامه کاملی از زبان عربی نوشته بود که نظریه‌های آواشناسی و واج‌شناسی اون نگاه ویژه‌ای به این زبان دارن. در تاریخ غرب هم این نشانه‌های معنایی که به اونها زبان گفتیم، توسط فردینان دو سوسور به صورت جدی مورد مطالعه قرار گرفته. یکی از مهمترین اتفاق‌های هم عصر ما، ادعای نظریه زبانی موروثی یا دستور زبان زایشی توسط نوام چامسکی هست که ذاتی بودن زبان و خصوصیات اون رو در انسان مطرح کرده و میگه زبان به صورت ارثی در انسان نهادینه شده و فقط محیط اطراف در زمان یادگیری زبان، نقش محرک رو بازی میکنه. به طور ساده‌تر کودک میتونه مجموعه اطلاعات محدودی رو از محیط اطرافش بگیره و خودش ترکیبات جدیدی از اون بسازه. چامسکی همچنین معتقد به دستور زبان جهانی هست که برپایه اون مغز انسان برای یادگیری زبان از قبل برنامه‌ریزی شده. چامسکی معتقده که دانش زبانی انسان بدون آموزش شکل می‌گیره و همچنین همه زبان‌های طبیعی یک سری ویژگی‌های مشخص و مشترکی با همدیگه دارن. بنابراین برای تعیین دقیقتر هرکدوم از این ویژگی‌ها نیاز داریم تا مشاهده و تجزیه و تحلیل بکنیم.

    نظریه‌های مختلفی در طول این مدت برای شناخت زبان مطرح شدن که مهمترین اونها زبانشناسی شناختی؛ که به مطالعه بین زبان انسان، ذهن و تجربه‌های اجتماعی میپردازه، زبانشناسی نقش‌گرا؛ که به نقش‌های اجتماعی زبانی تاکید میکنه، و همچنین دستور وابستگی؛ که به بررسی نحو و دستورِ زبان اشاره داره و معتقده که مهمترین مفهوم زبانی، چیزی جز ظرفیت نیست.

    در علم زبانشناسی دو تا مکتب مهم وجود داشته. مکتب پراگ در سال ۱۹۲۸ توسط آنتون مارتی که بیشتر علاقه به بحث فلسفی در مورد نهاد و گزاره داشت شروع به فعالیت کرد. در مقابل مکتب کپنهاگ هم در سال ۱۹۳۱ که بیشتر به المان‌های معنایی زبان توجه میکرد توسط لوئیس یلمسلف و راسموس براندال پایه گذاری شد ولی فعالیت خیلی محدودی رو تجربه کرد و بعدتر بعد از مرگ یلمسلف در سال ۱۹۶۵ عملاً فعالیتش دیگه متوقف شد.

    ولی علم زبانشناسی به همینجا خلاصه نشده. در طول این سالها زبانشناسی تونست خودش رو به عنوان یک رشته اصلی در مجامع و کرسی‌های علمی دانشگاهی به اثبات برسونه و بعدتر، حوزه‌های مختلف بینارشته‌ای هم تولید بکنه. از مهمترین حوزه‌هایی که میشه اشاره کرد بحث سمیولوژی یا نشانه شناسی که نشانه‌های زبانی رو بررسی میکنه، یا زبانشناسی کاربردی که بیشتر به مبحث آموزش زبان تاکید داره و یا حتی رشته‌های جدیدی مثل Bio-Linguistics که به بررسی و مطالعه زیست شناسی و تکامل زبان پرداخته و رشته زبانشناسی جنایی که قدمت کمتری نسبت به بقیه رشته‌ها داره و به بررسی زبان در بافت‌های قانونی، حقوقی و همینطور رویه‌های بازجویی و جنایی می‌پردازه. یکی از مهمترین نمونه‌های زبانشناسی جنایی، پرونده تد کازینسکی بمب‌گذار معروف دهه ۶۰ و ۷۰ امریکاست که به یونا بامبر مشهور بوده و همینطور پرونده حل نشده زودیاک که یک قاتل سریالی دیگه هست که به وسیله نامه‌های کدگذاری شده با پلیس در ارتباط بوده. در پرونده یونابامبر علم زبانشناسی به پلیس فدرال کمک کرد تا متهم پیدا بشه. برای اینکه بیشتر و با جزییات دقیقتر در مورد این اتفاق مطلع بشید پیشنهاد میکنم اپیزود چهلم پادکست چنل بی رو بشنوید. علی بندری با جزییات کامل قصه این اتفاق رو برامون گفته. من هم در اپیزودهای بعدی در مورد پرونده قضایی و ارتباط زبانشناسی با پرونده تد کازینسکی حتما صحبت میکنم و نحوه ایجاد بخشی به نام Forensic Linguistics رو در کرسی‌های دانشگاهی و مهمتر در پلیس فدرال امریکا و تاثیر این بخش تازه تاسیس در دادگاه‌های ایالات متحده رو شرح میدم. در مورد پرونده زودیاک هم یک پادکست سریالی هست به نام Monster: The Zodiac Killer که اگه دوست داشتید شنیدنش رو بهتون پیشنهاد میکنم.

    در این اپیزود بیشتر در مورد تاریخ به وجود اومدن زبان و نظریه‌های مختلف برای مطالعه این پدیده صحبت کردیم. در اپیزودهای بعدی در مورد فرآیندهای زبانی صحبت خواهیم کرد.

    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

    Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed
    آخرین ویرایش: 1397/10/15 04:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه

  • ایده‌ای که مدت‌ها بود در ذهنم بالا و پایین می‌شد بامداد یکیشنبه، ۲۵ اذر ماه ۹۷ بالاخره متولد شد. یکی از شخصی‌ترین پروژه‌هایی که میخواستم روش کار بکنم، بالاخره استارتش زده شد. قسمت صفرم پادکست «لوح سفید» در واقع یک معرفی نامه هست برای فصل اول. من می‌خوام توی این پادکست بیشتر در مورد ماهیت زبان، شکل گیری و همینطور ویژگی‌های مختلف اون و در مورد تاثیر زبان بر روی افراد، جوامع و گروه‌های مختلف صحبت کنم. همچنین ممکنه در قسمت‌هایی هم به معرفی و خلاصه کتاب در رابطه مستقیم یا غیرمستقیم با فرایند زبانی یا به بررسی نقش ویژگی زبانی در یک اتفاق یا حادثه بپردازم. بزودی لیست اپیزودهای فصل اول رو منتشر می‌کنم، همینطور متن هر اپیزود در صفحه پادکست در پلتفرم Virgool.io منتشر میشه. فارغ از تجربیات گذشته، این پروژه برای من خیلی مهمه و در واقع ماحصل بیش از ده سال تحصیل من در زمینه زبانشناسی هست. به شدت به این پروژه علاقه دارم و امیدوارم شما هم اگر گوش دادید ازش استفاده کنید و لذت ببرید.


    یا اگر از آیفون استفاده میکنید، میتونید با جستجوی فارسی اسم پادکست در اپلیکیشن Apple Podcast اون رو پیدا کنید. بزودی برای آندروید هم در دسترس قرار میگیره.

    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده و به مرور به آنها اضافه خواهد شد؛


    آخرین ویرایش: 1397/10/1 11:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
    • وقتی از سرشت انسانی حرف می‌زنیم، منظورمان چیست؟
    • وقتی از پرورش این سرشت یا فطرت حرف می‌زنیم چطور؟
    • آیا سرشت انسانی قابلیت پرورش دارد؟


    • ویکی‌پدیای فارسی در توضیح Tabula Rasa یا همان لوحِ سفید نوشته است؛  لوح سفید یا تابولا رازا به ایده معرفت شناختیای اشاره دارد که افراد بدون محتوای ذهنی متولد می‌شوند و بنابراین تمام دانش از تجربه یا ادراک حاصل می‌شود. طرفداران تابولا رازا به‌طور کلی با اصول نظریه فطرت که معتقد است که ذهن متولد شده دارای دانش معین است مخالف هستند. به‌طور کلی، طرفداران تئوری تابولا رازا به سمت «پرورش» از مباحثهٔ سرشت و پرورش گرایش دارند، زمانی که به جنبه‌های شخصیتی، رفتار اجتماعی و عاطفی، دانش و عقل می‌پردازد.

      به زودی در مورد این مفهوم فلسفی و شناختی مطالبی را در وبلاگ قرار میدم تا با این مفهوم و تاثیرپذیری و تاثیرگذاری اون هم آشنا بشیم. این گزاره تاثیر زیادی رو بر تفکر خیل عظیمی از دانشمندان گذاشته که حتماً در موردش حرف می‌زنیم.
    آخرین ویرایش: 1397/09/19 11:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه