تبلیغات
لوحِ سفید - وبلاگ امین هوشمند - مطالب ابر لوح سفید
منوی اصلی
لوحِ سفید - وبلاگ امین هوشمند
یک زبان‌شناسِ بلاگر؛ سعی دارد حرف‌های جدی بزند

  • ما معمولا خیال نمیکنیم که صحبت کردن شبیه به جویدن آدامس یا لیس زدن بستنی باشه ولی اگه دقت بکنیم صحبت کردن انسان همه این اعمال رو با هم شامل میشه. حرکت دهن، زبان و لب‌ها خودشون نوعی اعمال کنترل کننده هستن. پس ممکنه که اولین صداهای به وجود اومده در اثر یکی یا ترکیبی از این حرکات بوده باشن و خود این تولید اصوات ممکنه که به تولید اولیه زبانِ ارتباطی انجامیده باشه. همه اینها بیشتر شبیه گمانه زنی و احتمال هستن. به نظر میرسه که اولین زبان‌های گفتاری چیزی حدود ۱۰۰ تا ۵۰ هزار سال پیش بوجود اومدن، در صورتی که زبان نوشتار عمری کمتر از پنج هزار سال داره. به خاطر همین گمانه زنی‌ها و نبودن اسناد کافی برای اثبات نحوه بوجود اومدن زبان، احتمالات بیشتری هم مطرح شده. مهمترین اونها وجود منابع الهی، صدا‌های طبیعی، اقتباس فیزیکی، مغز انسانی و منبع ژنتیکی هستن.

    در انجیل و در داستان خلقت هم آورده شده که خداوند آدم رو آفرید و آدم تمام مخلوقات زنده رو با اسمشون صدا کرد. یا اینکه در آیین هندو زبان از طریق ساراسواتی، همسر برهما خالق هستی به وجود اومده. در اکثر ادیان نشانی از منبع الهی برای ارائه زبان به انسان دیده میشه. حتی در دین اسلام و نزول قرآن هم نشانه‌ای از ارائه زبان گفتار و نوشتار حین نزول آیات به پیامبر وجود داره. تلاش‌های مختلفی برای پیدا کردن اولین زبان بشری در دوران‌های مختلف صورت گرفته که مهمترین فرضیه‌ای که مطرح میشده، این بوده که اگر نوزاد انسانی رو بدون شنیدن و صحبت کردن به زبان خاصی بزرگ کنیم، این نوزاد بالاخره لب باز میکنه و با زبان اصلی خدادادی حرف میزنه. پسامتیخ فرعون مصری، حدود ۲۵۰۰ سال پیش یک آزمایش روی دو تا نوزاد تازه متولد شده انجام داد. بعد از دو سال نگهداری اونها کنار گوسفندها و یک چوپان لال، این بچه‌ها تونستن یک کلمه رو به زبون بیارن ولی نه یک کلمه مصری. این کلمه چیزی شبیه به کلمه بکوس در زبان فریگی به معنی نان بود. فرعون خیال میکرد این ممکنه اولین زبان بشری باشه که بعدها ریشه مدرن‌تر زبان ترکی شد. ولی چون بچه‌ها این صداها رو از منشا انسانی نشنیده بودن پس فرعون هم نتیجه‌گیری اشتباهی کرده بود. در حدود سال‌های ۱۵۰۰، کینگ جیمز چهارم پادشاه اسکاتلند آزمایش مشابهی روی بچه‌ها انجام داد و نتیجه گرفت که اونها به زبان عبری حرف میزنن. ولی چون اونها هم به دور از هر نوع زبان انسانی قرار گرفته بودن و توانایی شنیدن و حتی صحبت کردن نداشتن، میشه نتیجه گرفت که آزمایش پادشاه اسکاتلند هم غلط بوده. اگه باور کنیم که زبان انسان بوسیله یک منبع الهی سرچشمه گرفته پس مجبوریم تا داستان شهر بابل رو دوباره مرور کنیم. در آیه ۹ سوره ۱۱ سفر پیدایش در کتاب انجیل اومده که «خداوند زبان را در سراسر زمین نفرین کرد» یا به عبارت ساده‌تر؛ از بین برد.

    در مطالب گذشته گفتم که زبان اساساً چیزی جز نشانه‌های هدفدار نیستن. زبان تقریبا به صورت تغییر ناپذیری خودش به عنوان قدرتمندترین نظام ارتباطی شناخته شده. لوی-اشتراوس هم گفته که زبان نمونه بارز یک نظام نشانه شناختی هست و اساساً هیچ کاری نمیکنه جز دلالت و خودش هم فقط از طریق همین امر دلالت وجود داره. فردینان دو‌سوسور تاکید کرده که برای نشون دادن ماهیت مسئله نشانه شناسی، هیچ چیزی بهتر از مطالعه انواع مختلف زبان‌ها نیست.

    رولان بارت هم ادعا میکرد که نشانه‌ شناسی جزیی از خود زبانشناسی هست. ولی در مقابل؛ الگوی مهمی معرفی کرد به اسم لانگ و پارول. لانگ یا زبان به گفته سوسور نظامی از قراردادها و قواعدی هستن که از قبل وجود داشته و حتی مستقل از افراد و شخصیت اونهاست. در مقابل، پارول یا گفتار، استفاده از لانگ یا همون زبان در هر مورد و موقعیت خاصه. حالا مطابق با تمایزی که سوسور معرفی کرده بود در یک نظامی مثل سینما، هر فیلم خاص یک پارول -گفتار- در نظام کلی زبان هست. در واقع روش سوسور مطالعه «همزمانی» این نظام هست یعنی ما اون رو در زمان منجمد می‌کنیم. مثل یک عکس. ولی بارت روش دیگه‌ای به اسم «در زمان بودن» رو پیش میکشه که به تحولات یک نظام در زمان می‌پردازه. دقیقاً مثل یک فیلم. فیلم هم امتداد زمانی چند فریم عکس در کنار یکدیگه هست.

    یک مثال از سارتر میارم. اون میگه: نمیشه تصور کرد که کسی کاردی بسازه بدون اینکه بدونه این شئ به چه کارش میاد. در واقع ماهیت شئ یا همون دستورالعمل و قواعدی که ایجاد اون ابزار رو ممکن کرده مقدم بر وجود اون کارد هست. به شکل خیلی ساده‌تر، هر کسی که چیزی رو به واسطه زبان منتقل می‌کنه دارای هدفی هست که مسئولیت اون رو خود شخص به عهده می‌گیره. در دیدی فلسفی‌تر، وقتی کسی به واسطه زبان، گفتاری به وجود میاره، مفهوم ایجاد شده در مقابل خود اون فرد قرار میگیره.

    برای درک بهتر زبان از دیدگاه فلسفه و منطق پیشنهاد میکنم اپیزود هفتم از پادکست لوگوس رو بشنوید چون حامد قدیری از دید فلسفی مطابقت ذهنی و عینی زبان رو توضیح داده. من تصمیم دارم بیشتر کاربرد زبان رو در مفاهیم زبان‌شناختی اون توضیح بدم نه در فلسفه. پس به نظرم پادکست لوگوس برای کسایی که دوست دارن عمیق‌تر به مفهوم زبان -البته از دید فلسفی- بپردازن توصیه میشه.

    خب تا اینجا در مورد شکل گیری تاریخی زبان صجبت کردیم. بهتره کمی هم در مورد ساختار و علم شناخت زبان صحبت کنیم. همونطور که اشاره کردم در داستان برج بابل در تورات، اورده شده که کلام یا نوشتاری که به واسطه انسان‌های متعلق به گروه یا قشر خاصی برای انتفال اندیشه یا برای ایجاد ارتباط استفاده بشه به عنوان زبان شناخته میشه. اگر بخوایم همین زبان رو مورد مطالعه قرار بدیم به علمی نیاز داریم که بهش زبانشناسی خواهیم گفت. زبانِ انسان رو مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی تعریف کردیم که توسط اونها میتونیم قصد و نیت خودمون رو به بقیه منتقل کنیم. در اینجا میخوام الگوهای زبانی انسان رو هم معرفی کنم. اولین الگوی موجود، زبان گفتاری هست. زبانی که نشانه‌های اون صوتی هستن و از بدو تولد، هر انسانی با اونها آشناست. الگوی دوم، زبان نوشتاریه. زبانی‌ که نشانه‌های خطی داره که قطعاً بعد از یادگیری درست زبان گفتاری به وجود میاد. و الگوی سوم، زبان اشاره هست. زبانی که برای برقراری ارتباط بین افراد ناشنوا که قدرت تکلم ندارن استفاده میشه.

    اگه به تاریخ نگاه بکنیم، اولین نشانه‌ها از به وجود اومدن علمی برای بررسی زبان، به سده پنجم قبل از میلاد برمیگرده. جایی که فردی به اسم پانینی تلاش میکرد به مطالعه دقیق زبان سانسکریت بپردازه و به توصیف ساختارهای کوچیکی مثل واج و تکواژ برسه. تلاش برای توصیف جامع از زبان حتی در خاورمیانه هم وجود داشته. عمر بن عثمان بن قنبر سیبویه یا به شکل درست‌تر، سیبِوَیْهْ شیرازی دستورنامه کاملی از زبان عربی نوشته بود که نظریه‌های آواشناسی و واج‌شناسی اون نگاه ویژه‌ای به این زبان دارن. در تاریخ غرب هم این نشانه‌های معنایی که به اونها زبان گفتیم، توسط فردینان دو سوسور به صورت جدی مورد مطالعه قرار گرفته. یکی از مهمترین اتفاق‌های هم عصر ما، ادعای نظریه زبانی موروثی یا دستور زبان زایشی توسط نوام چامسکی هست که ذاتی بودن زبان و خصوصیات اون رو در انسان مطرح کرده و میگه زبان به صورت ارثی در انسان نهادینه شده و فقط محیط اطراف در زمان یادگیری زبان، نقش محرک رو بازی میکنه. به طور ساده‌تر کودک میتونه مجموعه اطلاعات محدودی رو از محیط اطرافش بگیره و خودش ترکیبات جدیدی از اون بسازه. چامسکی همچنین معتقد به دستور زبان جهانی هست که برپایه اون مغز انسان برای یادگیری زبان از قبل برنامه‌ریزی شده. چامسکی معتقده که دانش زبانی انسان بدون آموزش شکل می‌گیره و همچنین همه زبان‌های طبیعی یک سری ویژگی‌های مشخص و مشترکی با همدیگه دارن. بنابراین برای تعیین دقیقتر هرکدوم از این ویژگی‌ها نیاز داریم تا مشاهده و تجزیه و تحلیل بکنیم.

    نظریه‌های مختلفی در طول این مدت برای شناخت زبان مطرح شدن که مهمترین اونها زبانشناسی شناختی؛ که به مطالعه بین زبان انسان، ذهن و تجربه‌های اجتماعی میپردازه، زبانشناسی نقش‌گرا؛ که به نقش‌های اجتماعی زبانی تاکید میکنه، و همچنین دستور وابستگی؛ که به بررسی نحو و دستورِ زبان اشاره داره و معتقده که مهمترین مفهوم زبانی، چیزی جز ظرفیت نیست.

    در علم زبانشناسی دو تا مکتب مهم وجود داشته. مکتب پراگ در سال ۱۹۲۸ توسط آنتون مارتی که بیشتر علاقه به بحث فلسفی در مورد نهاد و گزاره داشت شروع به فعالیت کرد. در مقابل مکتب کپنهاگ هم در سال ۱۹۳۱ که بیشتر به المان‌های معنایی زبان توجه میکرد توسط لوئیس یلمسلف و راسموس براندال پایه گذاری شد ولی فعالیت خیلی محدودی رو تجربه کرد و بعدتر بعد از مرگ یلمسلف در سال ۱۹۶۵ عملاً فعالیتش دیگه متوقف شد.

    ولی علم زبانشناسی به همینجا خلاصه نشده. در طول این سالها زبانشناسی تونست خودش رو به عنوان یک رشته اصلی در مجامع و کرسی‌های علمی دانشگاهی به اثبات برسونه و بعدتر، حوزه‌های مختلف بینارشته‌ای هم تولید بکنه. از مهمترین حوزه‌هایی که میشه اشاره کرد بحث سمیولوژی یا نشانه شناسی که نشانه‌های زبانی رو بررسی میکنه، یا زبانشناسی کاربردی که بیشتر به مبحث آموزش زبان تاکید داره و یا حتی رشته‌های جدیدی مثل Bio-Linguistics که به بررسی و مطالعه زیست شناسی و تکامل زبان پرداخته و رشته زبانشناسی جنایی که قدمت کمتری نسبت به بقیه رشته‌ها داره و به بررسی زبان در بافت‌های قانونی، حقوقی و همینطور رویه‌های بازجویی و جنایی می‌پردازه. یکی از مهمترین نمونه‌های زبانشناسی جنایی، پرونده تد کازینسکی بمب‌گذار معروف دهه ۶۰ و ۷۰ امریکاست که به یونا بامبر مشهور بوده و همینطور پرونده حل نشده زودیاک که یک قاتل سریالی دیگه هست که به وسیله نامه‌های کدگذاری شده با پلیس در ارتباط بوده. در پرونده یونابامبر علم زبانشناسی به پلیس فدرال کمک کرد تا متهم پیدا بشه. برای اینکه بیشتر و با جزییات دقیقتر در مورد این اتفاق مطلع بشید پیشنهاد میکنم اپیزود چهلم پادکست چنل بی رو بشنوید. علی بندری با جزییات کامل قصه این اتفاق رو برامون گفته. من هم در اپیزودهای بعدی در مورد پرونده قضایی و ارتباط زبانشناسی با پرونده تد کازینسکی حتما صحبت میکنم و نحوه ایجاد بخشی به نام Forensic Linguistics رو در کرسی‌های دانشگاهی و مهمتر در پلیس فدرال امریکا و تاثیر این بخش تازه تاسیس در دادگاه‌های ایالات متحده رو شرح میدم. در مورد پرونده زودیاک هم یک پادکست سریالی هست به نام Monster: The Zodiac Killer که اگه دوست داشتید شنیدنش رو بهتون پیشنهاد میکنم.

    در این اپیزود بیشتر در مورد تاریخ به وجود اومدن زبان و نظریه‌های مختلف برای مطالعه این پدیده صحبت کردیم. در اپیزودهای بعدی در مورد فرآیندهای زبانی صحبت خواهیم کرد.

    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده؛

    Podbean | TuneIn | Anchor | Overcast | Castbox | Pocket Casts | Stitcher | Google Podcasts | Spotify | Apple Podcasts | Radio Public | Breaker | RSS Feed
    آخرین ویرایش: 1397/10/15 03:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه

  • ایده‌ای که مدت‌ها بود در ذهنم بالا و پایین می‌شد بامداد یکیشنبه، ۲۵ اذر ماه ۹۷ بالاخره متولد شد. یکی از شخصی‌ترین پروژه‌هایی که میخواستم روش کار بکنم، بالاخره استارتش زده شد. قسمت صفرم پادکست «لوح سفید» در واقع یک معرفی نامه هست برای فصل اول. من می‌خوام توی این پادکست بیشتر در مورد ماهیت زبان، شکل گیری و همینطور ویژگی‌های مختلف اون و در مورد تاثیر زبان بر روی افراد، جوامع و گروه‌های مختلف صحبت کنم. همچنین ممکنه در قسمت‌هایی هم به معرفی و خلاصه کتاب در رابطه مستقیم یا غیرمستقیم با فرایند زبانی یا به بررسی نقش ویژگی زبانی در یک اتفاق یا حادثه بپردازم. بزودی لیست اپیزودهای فصل اول رو منتشر می‌کنم، همینطور متن هر اپیزود در صفحه پادکست در پلتفرم Virgool.io منتشر میشه. فارغ از تجربیات گذشته، این پروژه برای من خیلی مهمه و در واقع ماحصل بیش از ده سال تحصیل من در زمینه زبانشناسی هست. به شدت به این پروژه علاقه دارم و امیدوارم شما هم اگر گوش دادید ازش استفاده کنید و لذت ببرید.


    یا اگر از آیفون استفاده میکنید، میتونید با جستجوی فارسی اسم پادکست در اپلیکیشن Apple Podcast اون رو پیدا کنید. بزودی برای آندروید هم در دسترس قرار میگیره.

    شنیدن پادکست «لوحِ سفید» در پلتفرم‌های زیر ممکن شده و به مرور به آنها اضافه خواهد شد؛


    آخرین ویرایش: 1397/10/1 10:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
    • وقتی از سرشت انسانی حرف می‌زنیم، منظورمان چیست؟
    • وقتی از پرورش این سرشت یا فطرت حرف می‌زنیم چطور؟
    • آیا سرشت انسانی قابلیت پرورش دارد؟


    • ویکی‌پدیای فارسی در توضیح Tabula Rasa یا همان لوحِ سفید نوشته است؛  لوح سفید یا تابولا رازا به ایده معرفت شناختیای اشاره دارد که افراد بدون محتوای ذهنی متولد می‌شوند و بنابراین تمام دانش از تجربه یا ادراک حاصل می‌شود. طرفداران تابولا رازا به‌طور کلی با اصول نظریه فطرت که معتقد است که ذهن متولد شده دارای دانش معین است مخالف هستند. به‌طور کلی، طرفداران تئوری تابولا رازا به سمت «پرورش» از مباحثهٔ سرشت و پرورش گرایش دارند، زمانی که به جنبه‌های شخصیتی، رفتار اجتماعی و عاطفی، دانش و عقل می‌پردازد.

      به زودی در مورد این مفهوم فلسفی و شناختی مطالبی را در وبلاگ قرار میدم تا با این مفهوم و تاثیرپذیری و تاثیرگذاری اون هم آشنا بشیم. این گزاره تاثیر زیادی رو بر تفکر خیل عظیمی از دانشمندان گذاشته که حتماً در موردش حرف می‌زنیم.
    آخرین ویرایش: 1397/09/19 10:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه